خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به مقایسهی بین فقر و غنا، عشق و خرد، و رابطهی بین پادشاه و درویش میپردازد. شاعر بیان میکند که درویشی و فقر او از ثروت خواجه ارزشمندتر است و عشق به سلطان (معشوق یا خدا) درمان دردهای اوست. همچنین، تأکید میشود که ظاهر افراد را نباید قضاوت کرد، بلکه باید به معنی و باطن آنها توجه داشت.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۲ - پادشاه و پادشاهی ما و درویشی ما
پادشاه و پادشاهی ما و درویشی ما
عاقلان و آشنائی ما و بی خویشی ما ۱
در میان عشقبازان ما کمیم از هر یکی
از کمی ماست در عالم همه بیشی ما ۲
خواجه گر دارد غنا آرد غنائی بر غنا
از غنای خواجه خوشتر فقر درویشی ما ۳
بنده دلریش سلطانیم و مرهم وصل اوست
عاقبت رحمی کند سلطان به دلریشی ما ۴
صورت سید که دیدی آخرش خوانی رواست
معنی او را نگر دریاب این پیشی ما ۵
عاقلان و آشنائی ما و بی خویشی ما ۱
در میان عشقبازان ما کمیم از هر یکی
از کمی ماست در عالم همه بیشی ما ۲
خواجه گر دارد غنا آرد غنائی بر غنا
از غنای خواجه خوشتر فقر درویشی ما ۳
بنده دلریش سلطانیم و مرهم وصل اوست
عاقبت رحمی کند سلطان به دلریشی ما ۴
صورت سید که دیدی آخرش خوانی رواست
معنی او را نگر دریاب این پیشی ما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱ - مشک چه بود شمه ای از موی ما
گوهر بعدی:غزل ۵۳ - ما بنده درویشیم شاها نظری فرما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.