خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عرفانی از نعمت الله ولی بیانگر آن است که دل انسان مانند آینهای است که جهان را نشان میدهد و جایگاه خداوند است. شاعر تأکید میکند که در دل جز خدا جایی ندارد و عشق به خداوند، دردها را درمان میکند. همچنین، اشاره میکند که دل در خرابات عشق گم شده و تنها آشنا با خداوند است.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. این متن更适合 افرادی که با ادبیات عرفانی آشنایی دارند یا توانایی تحلیل مفاهیم انتزاعی را دارند.
غزل ۴۸ - جام گیتی نماست این دل ما
جام گیتی نماست این دل ما
خلوت کبریاست این دل ما ۱
در دل ما جز او نمی گنجد
روز و شب با خداست این دل ما ۲
کُنج دل گنجخانهٔ شاه است
مخزن پادشاست این دل ما ۳
ما و دل هر دو خواجه تاشانیم
یار همدرد ماست این دل ما ۴
دردمندیم و درد می نوشیم
دُرد دردش دواست این دل ما ۵
در خرابات عشق دل گم شد
تو چه دانی کجاست این دل ما ۶
نعمت الله از دل ما جو
که بدو آشناست این دل ما ۷
خلوت کبریاست این دل ما ۱
در دل ما جز او نمی گنجد
روز و شب با خداست این دل ما ۲
کُنج دل گنجخانهٔ شاه است
مخزن پادشاست این دل ما ۳
ما و دل هر دو خواجه تاشانیم
یار همدرد ماست این دل ما ۴
دردمندیم و درد می نوشیم
دُرد دردش دواست این دل ما ۵
در خرابات عشق دل گم شد
تو چه دانی کجاست این دل ما ۶
نعمت الله از دل ما جو
که بدو آشناست این دل ما ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷ - از کرم بنواخت ما را یار ما
گوهر بعدی:غزل ۴۹ - بندهٔ ساقی ما شو تا شوی سلطان ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.