خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن عرفانی و عاشقانه از زبان شخصی رند و سرمست بیان می‌شود که عشق و فداکاری در راه معشوق را ستایش می‌کند. او از فروختن جان در بازار عشق، بی‌اعتباری دنیا و منصب‌های آن، و یگانگی حقیقت در عالم سخن می‌گوید. همچنین، از ساقی و رندان به عنوان همراهان خود یاد می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در متن ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مفاهیم مانند 'رند سرمست' و 'خمّار' ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۷ - از کرم بنواخت ما را یار ما

از کرم بنواخت ما را یار ما
لاجرم بالا گرفته کار ما ۱

جان فروشانیم در بازار عشق
تن چه باشد در سر بازار ما ۲

آب چشم ما به هر سو می رود
باز می گوید روان اسرار ما ۳

منصب عالی اگر خواهی بیا
خاک ره شو بر در خمّار ما ۴

از حباب و موج دریا آب جو
تا بیابی این همه آثار ما ۵

جز یکی در هر دو عالم هست نیست
کس نکرد انکار بر اقرار ما ۶

رند سرمستیم و با ساقی حریف
نعمت الله سید و سردار ما ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۶ - مرا گفت یاری که ای یار ما
گوهر بعدی:غزل ۴۸ - جام گیتی نماست این دل ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.