خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ستایش فقر و درویشی میپردازد و آن را بالاتر از سلطنت و پادشاهی قرار میدهد. شاعر از بینوایی و ذوق نیستی سخن میگوید و خود را عاشق و مست در کوی مغان میداند. او از بیخودی و وصلت با خدا سخن میگوید و درد را درمان دل میخواند. در نهایت، از نعمتالله و مینوشی مدام در خرابات فنا یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی و اشاره به مستی و خرابات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۱۹ - فقر ما خوشتر ز ملک پادشا
فقر ما خوشتر ز ملک پادشا
ما و درویشی و درویشی ما ۱
فقر سلطانی است ، سلطانی است فقر
پادشه درویش و درویش پادشا ۲
بینوائی ما و ذوق نیستی
باز پرس از عاشقان بینوا ۳
عاشق و مستیم در کوی مغان
دنیی و عقبی کجا و ما کجا ۴
بیخودم من بیخودم من بیخودم
با خدایم با خدایم با خدا ۵
جام دُرد درد او درمان دل
نوش کن جامی که تا یابی دوا ۶
نعمتالله مست و می نوشد مدام
در خرابات فنا جام بقا ۷
ما و درویشی و درویشی ما ۱
فقر سلطانی است ، سلطانی است فقر
پادشه درویش و درویش پادشا ۲
بینوائی ما و ذوق نیستی
باز پرس از عاشقان بینوا ۳
عاشق و مستیم در کوی مغان
دنیی و عقبی کجا و ما کجا ۴
بیخودم من بیخودم من بیخودم
با خدایم با خدایم با خدا ۵
جام دُرد درد او درمان دل
نوش کن جامی که تا یابی دوا ۶
نعمتالله مست و می نوشد مدام
در خرابات فنا جام بقا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸ - چشم ما شد به نور او بینا
گوهر بعدی:غزل ۲۰ - قدمی نه در آ در این دریا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.