خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از جدایی و فراق معشوق سخن میگوید. شاعر از رفتن یار و اندوه ناشی از آن مینالد و بیان میکند که با وجود رفتن معشوق، هنوز دل به او بسته است. او از نیکیهای یار یاد میکند و میگوید که چارهای جز صبر و رضا ندارد. شاعر همچنین اشاره میکند که جان و دلش همواره در فکر معشوق است و آرزوی پیوستن به او را دارد.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای گروههای سنی پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۷ - رفت آن جانان ما از دست ما
رفت آن جانان ما از دست ما
از دریغا دلبر سر مست ما ۱
او برفت و پای او نگشودهایم
تا ابد زلفش بود پابست ما ۲
ما همه جا نیکی او گفتهایم
او نخواهد آنچنان اشکست ما ۳
چارهای غیر رضا و صبر نیست
این زمان چون تیر رفت از شست ما ۴
در خیال او است جان ما مدام
دل روان خواهد به او پیوست ما ۵
از دریغا دلبر سر مست ما ۱
او برفت و پای او نگشودهایم
تا ابد زلفش بود پابست ما ۲
ما همه جا نیکی او گفتهایم
او نخواهد آنچنان اشکست ما ۳
چارهای غیر رضا و صبر نیست
این زمان چون تیر رفت از شست ما ۴
در خیال او است جان ما مدام
دل روان خواهد به او پیوست ما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶ - صد دوا بادا فدای درد بی درمان ما
گوهر بعدی:غزل ۱۸ - چشم ما شد به نور او بینا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.