خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر درد عشق و وابستگی به معشوق است. شاعر از عشق به عنوان منبع حیات جاودانی یاد می‌کند و خود را غرق در دریای بی‌پایان این عشق می‌داند. او از دنیا و آخرت چشم پوشیده و تنها به معشوق دل بسته است.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از اصطلاحات و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۶ - صد دوا بادا فدای درد بی‌ درمان ما

صد دوا بادا فدای درد بی‌ درمان ما
دُرد دردش نوش کن گر می‌ بری فرمان ما ۱

ما حیات جاودانی یافتیم از عشق او
همدم زنده ‌دلان شو تا بدانی جان ما ۲

خانه خالی کرده‌ایم و خوش نشسته بر درش
غیر او را نیست بارش در سرابستان ما ۳

جان ما آئینه دار حضرت جانان بود
عشق او گنجی است در کنج دل ویران ما ۴

غرق دریائیم و خوش خوش دست و پائی می‌ زنیم
ذوق اگر داری درآ در بحر بی پایان ما ۵

خون دل در جام دیده پیش مردم می‌ نهیم
در خیال آنکه بنشیند دمی بر خوان ما ۶

نعمت دنیی و عقبی آن تو ای نازنین
ما از آن نعمت‌الله ، نعمت‌الله آن ما ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵ - عالمی غرقند در سیلاب ما
گوهر بعدی:غزل ۱۷ - رفت آن جانان ما از دست ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.