خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از نعمت الله ولی، به توصیف تجربههای روحانی و عشق الهی میپردازد. شاعر از دیدار معنوی با محبوب (خدا) سخن میگوید که مانند ماه و آفتاب نورافشانی میکند و جهان را روشن میسازد. او از رهایی از دغدغههای دنیوی و رسیدن به آرامش در سایهٔ عشق الهی صحبت میکند و خود را یادگار انبیا و اولیا میداند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین معنوی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۱ - هر شب چون ماه میبینیم ما
هر شب چون ماه میبینیم ما
آفتابی می نماید مه لقا ۱
چشم ما از نور او خوش روشن است
دیدهایم آیینهٔ گیتی نما ۲
یک زمان با ما در این دریا نشین
عین ما میبین به عین ما چو ما ۳
خواجه محبوبست و می گویی محب
پادشاه است او و می خوانی گدا ۴
از فنا و از بقا آسودهایم
فارغیم از ابتدا و انتها ۵
نعمت الله هیچ میدانی که کیست
یادگار انبیا و اولیا ۶
آفتابی می نماید مه لقا ۱
چشم ما از نور او خوش روشن است
دیدهایم آیینهٔ گیتی نما ۲
یک زمان با ما در این دریا نشین
عین ما میبین به عین ما چو ما ۳
خواجه محبوبست و می گویی محب
پادشاه است او و می خوانی گدا ۴
از فنا و از بقا آسودهایم
فارغیم از ابتدا و انتها ۵
نعمت الله هیچ میدانی که کیست
یادگار انبیا و اولیا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰ - گر بیازارد مرا موری ، نیازارم و را
گوهر بعدی:غزل ۱۲ - مجلس خاص او است حضرت ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.