این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق (که میتواند معشوق زمینی یا خداوند باشد) است. شاعر از دلباختگی بیقید و شرط خود میگوید و تأکید میکند که بدون معشوق، زندگی برایش بیمعناست. او به درگاه معشوق پناه میبرد و امیدوار است که سرانجام به مقام والایی برسد. همچنین، شاعر به بخشندگی و فیضرسانی خود به دیگران اشاره میکند و میگوید که تنها خداوند او را بهخوبی میشناسد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۹ - از ازل تا ابد خواند مرا
یار من محروم کی ماند مرا ۱
من به غیر او نکردم التفات
حضرت او نیک می داند مرا ۲
عاقبت تاج سر شاهان شوم
گر به خاک راه بنشاند مرا ۳
یک مس بی او نخواهم زد دگر
تا دمی از خویش بستاند مرا ۴
رو بدان درگاه دارم روز و شب
از در خود یار کی راند مرا ۵
تا ز من یابند مردم بهره ها
چون درخت میوه افشاند مرا ۶
نعمت الله را نداند هیچ کس
در همه عالم خدا داند مرا ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.