خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از غم و اندوه خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه با یادآوری معشوق و رنج‌های عاشقانه، فریاد می‌کشد. او از شیرینی و تلخی عشق می‌گوید و به انتقاد از زاهدان ریاکار می‌پردازد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و انتقادی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۱۴ - ز من نبوده فغانی که دوش می کردم

ز من نبوده فغانی که دوش می کردم
نصیحت غم روی تو گوش می کردم ۱

فغان به شیوهٔ اهل دل است ای بلبل
وگر نه من ز تو افزون خروش می کردم ۲

گرم به جمع افسردگان قدم می رفت
به نالهٔ همه را شعله نوش می کردم ۳

ز صد وصال نیاید به شب، آن چه من به خیال
ز شیوه های تو با عقل و هوش می کردم ۴

چنان حلاوت لعل تو می ستودم دوش
که نیش را متاثر ز نوش می کردم ۵

اگر به راز فشانی لبم اجازت داشت
چه ها به عابد طاعت فروش می کردم ۶

نهم به این همه تردامنی، همان، عرفی
که عیب زاهد پشمینه پوش می کردم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۳ - در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
گوهر بعدی:غزل ۵۱۵ - دل ر ا چه می دهی که به دارالشفا بریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.