خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و شوریدگی روحی خود میگوید و از دردها و رنجهای عشق الهی سخن میراند. او به دنبال معرکهی عشق و قربانی شدن در راه آن است و از افتادن در دام دنیا و دوری از حقیقت ابراز ناراحتی میکند. در نهایت، به ناامیدی و تسلیم شدن در برابر عشق اشاره دارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشق الهی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از واژهها و مضامین ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۴۹۱ - تا کی به حرم تشنه لب و مضمحل افتم
تا کی به حرم تشنه لب و مضمحل افتم
کو دیر محبت که به دریای دل افتم ۱
کو معرکهٔ عشق که از بوی شهادت
بی خود شده در لجهٔ خون به حل افتم ۲
آخر که مرا گفت که از باغچهٔ قدس
بی فایده در دامگه آب و گل افتم ۳
مستی ز من آموز که چون شعلهٔ مرهم
از داغ جگر خیزم و در خون دل افتم ۴
کو انجمن قرب که تا بال گشایم
پر سوخته پیرامن شمع چگل افتم ۵
عرفی که گمان داشت که از وادی اسلام
باز آیم و در سجدهٔ بت منفعل افتم ۶
کو دیر محبت که به دریای دل افتم ۱
کو معرکهٔ عشق که از بوی شهادت
بی خود شده در لجهٔ خون به حل افتم ۲
آخر که مرا گفت که از باغچهٔ قدس
بی فایده در دامگه آب و گل افتم ۳
مستی ز من آموز که چون شعلهٔ مرهم
از داغ جگر خیزم و در خون دل افتم ۴
کو انجمن قرب که تا بال گشایم
پر سوخته پیرامن شمع چگل افتم ۵
عرفی که گمان داشت که از وادی اسلام
باز آیم و در سجدهٔ بت منفعل افتم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۰ - بس که درد عالمی در عشق تنها می کشم
گوهر بعدی:غزل ۴۹۲ - نالنده ام ز درد مگر بلبلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.