خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از عشق نافرجام، تنهایی و سوختن در آتش غم و اندوه است. شاعر از فاش شدن رازهایش، سوختن در آتش غم جانانه، و بیپناهی در میان کعبه و بتخانه سخن میگوید. همچنین، او از بیتوجهی یاران و سوختن در غم غربت شکایت دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه همراه با درد و رنج است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد.
غزل ۴۷۴ - دردا که فاش در غم جانانه سوختیم
دردا که فاش در غم جانانه سوختیم
در داغ و درد محرم و بیگانه سوختیم ۱
گو شمع برفروز به بزم طرب که ما
بیرون در ز غیرت پروانه سوختیم ۲
با خون صد شهید مقابل نهاده اند
عمری که ما به آتش افسانه سوختیم ۳
کس راه گم نکرد که خضر رهی نیافت
ما در میان کعبه و بتخانه سوختیم ۴
زان تشنه مانده ایم که از گرمی نفس
در دست صبر جرعه و پیمانه سوختیم ۵
یاران همیشه در طرب و ما تمام عمر
کنج غمی گرفته و غریبانه سوختیم ۶
یک بار دل ز ما، صنم آشنا نبرد
دایم به داغ مردم بیگانه سوختیم ۷
نگشاید ار ز بستن زنار عقده ات
دانی که از چه سبحهٔ صد دانه سوختیم ۸
عرفی به غیر شعلهٔ داغ جگر نبود
شمعی که ما به گوشهٔ کاشانه سوختیم ۹
در داغ و درد محرم و بیگانه سوختیم ۱
گو شمع برفروز به بزم طرب که ما
بیرون در ز غیرت پروانه سوختیم ۲
با خون صد شهید مقابل نهاده اند
عمری که ما به آتش افسانه سوختیم ۳
کس راه گم نکرد که خضر رهی نیافت
ما در میان کعبه و بتخانه سوختیم ۴
زان تشنه مانده ایم که از گرمی نفس
در دست صبر جرعه و پیمانه سوختیم ۵
یاران همیشه در طرب و ما تمام عمر
کنج غمی گرفته و غریبانه سوختیم ۶
یک بار دل ز ما، صنم آشنا نبرد
دایم به داغ مردم بیگانه سوختیم ۷
نگشاید ار ز بستن زنار عقده ات
دانی که از چه سبحهٔ صد دانه سوختیم ۸
عرفی به غیر شعلهٔ داغ جگر نبود
شمعی که ما به گوشهٔ کاشانه سوختیم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۳ - از آن ز بادهٔ شوق تو هوش جان دزدم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۵ - هر که را دشمن شوم بر عیب خود محرم کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.