خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر گذر از مراحل مختلف زندگی، هوشیاری و مستی، و تجربیات گوناگون است. شاعر از روزگار بادپرستی و بلندی و پستیهای زندگی گذشته و به رازهای درونی اشاره میکند. در نهایت، او به راه عدم (مرگ) میاندیشد و از شکستن کلاه گوشه (نمادی از غرور یا تعلقات دنیوی) سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و مرگ نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۶۱ - صد شکر کز حلاوت هستی گذشته ایم
صد شکر کز حلاوت هستی گذشته ایم
وز ذوق هوشیاری و مستی گذشته ایم ۱
ای خوشدلی مناز که ما از بساط عمر
در روزگار باد پرستی گذشته ایم ۲
در راه راست گام به اندیشه می نهیم
از بس که بر بلندی و پستی گذشته ایم ۳
راز درون پرده ز بیرون نوشته، لیک
دایم به این صحیفهٔ مستی گذشته ایم ۴
عرفی به راه روان عدم جای بار نیست
تا تو کلاه گوشه شکستی، گذشته ایم ۵
وز ذوق هوشیاری و مستی گذشته ایم ۱
ای خوشدلی مناز که ما از بساط عمر
در روزگار باد پرستی گذشته ایم ۲
در راه راست گام به اندیشه می نهیم
از بس که بر بلندی و پستی گذشته ایم ۳
راز درون پرده ز بیرون نوشته، لیک
دایم به این صحیفهٔ مستی گذشته ایم ۴
عرفی به راه روان عدم جای بار نیست
تا تو کلاه گوشه شکستی، گذشته ایم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۰ - ما نقد را ز جمله به غماز داده ایم
گوهر بعدی:غزل ۴۶۲ - چو لاله گون شوی از باده، در چمن مستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.