خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تضادهای درونی و بیرونی خود سخن میگوید. او از سکوت و غم خود شکایت دارد، اما در عین حال از دوستی با خود عیبی نمیبیند. او تظاهر به ریا و زهد را رد میکند و از دردهای خود میگوید. این متن بیانگر حالات روحی پیچیده و درون نگری (دروننگری) شاعر است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به مفاهیم مانند ریا و تزویر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۵۴ - از شش جهتم شکوه زند موج خموشم
از شش جهتم شکوه زند موج خموشم
در زهر زنم غوطه و سرچشمهٔ نوشم ۱
سر تا به قدم عیبم و از دوستی خویش
عیبی نشناسم کزان پرده نپوشم ۲
بر خلق نخواهم که زنم ناصیهٔ خویش
تا جمله بدانند که من بیهده کوشم ۳
تزویر خرم بهر دو عالم به وکالت
هر گاه که در کوی ریا زهد فروشم ۴
تا فتنهٔ فردای قیامت نشناسی
این مغبچه امروز ببین بر سر دوشم ۵
از دردکشان شو که من غمزده، عرفی
تا بودم از آن جمع نه غم بود نه هوشم ۶
در زهر زنم غوطه و سرچشمهٔ نوشم ۱
سر تا به قدم عیبم و از دوستی خویش
عیبی نشناسم کزان پرده نپوشم ۲
بر خلق نخواهم که زنم ناصیهٔ خویش
تا جمله بدانند که من بیهده کوشم ۳
تزویر خرم بهر دو عالم به وکالت
هر گاه که در کوی ریا زهد فروشم ۴
تا فتنهٔ فردای قیامت نشناسی
این مغبچه امروز ببین بر سر دوشم ۵
از دردکشان شو که من غمزده، عرفی
تا بودم از آن جمع نه غم بود نه هوشم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۳ - دل و جان بردگی بودند و من افسانه شان کردم
گوهر بعدی:غزل ۴۵۵ - ز بی دردی به امید اجل در عشق مرهونم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.