خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از عمری که در شعر و عشق سپری کرده و باخته سخن میگوید. او از عطش درونی، رنجها و مصیبتهای زندگی و از دست دادن هنر و گنجینههای معنوی خود مینالد. شعر پر از تصاویر نمادین مانند ساقی عشق، طوطی گرسنه و گنجهای از دست رفته است.
مفاهیم عمیق عرفانی، عشقی و وجودی در شعر نیاز به درک و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر قابل درک است. همچنین استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۵۱ - عمر در شعر به سر کرده و در باخته ام
عمر در شعر به سر کرده و در باخته ام
عمر در باخته را بار دگر باخته ام ۱
ساقی مصطبهٔ عشقم و می ریخته ام
طایر باغچهٔ قدسم و پر باخته ام ۲
العطش می زند از تشنه لبی هر مویم
که قدح های پر از خون جگر باخته ام ۳
شاید ار تلخ کشم ناله ز حرمان سخن
طوطی گرسنه ام تنگ شکر باخته ام ۴
رصد شرع هنر چون نشود محو که من
شش هزار آیت احکام هنر باخته ام ۵
گفته گر شد ز کفم، شکر که ناگفته به جاست
از دو صد گنج یکی مشت گهر باخته ام ۶
صد مصیبت کده در هر سخنم مدغم بود
گریه و ناله پس شام و سحر باخته ام ۷
عمر در باخته را بار دگر باخته ام ۱
ساقی مصطبهٔ عشقم و می ریخته ام
طایر باغچهٔ قدسم و پر باخته ام ۲
العطش می زند از تشنه لبی هر مویم
که قدح های پر از خون جگر باخته ام ۳
شاید ار تلخ کشم ناله ز حرمان سخن
طوطی گرسنه ام تنگ شکر باخته ام ۴
رصد شرع هنر چون نشود محو که من
شش هزار آیت احکام هنر باخته ام ۵
گفته گر شد ز کفم، شکر که ناگفته به جاست
از دو صد گنج یکی مشت گهر باخته ام ۶
صد مصیبت کده در هر سخنم مدغم بود
گریه و ناله پس شام و سحر باخته ام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۰ - به شرح غم نفس را ریش کردیم
گوهر بعدی:غزل ۴۵۲ - ما لذت فقریم، سخا را نشناسیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.