خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر نگرانیها و غمهای زندگی است و تلاش برای یافتن شادی و امید در میان سختیها. شاعر از فال گرفتن، نوشیدن شراب، و رهایی از غم صحبت میکند و در نهایت به پاکی و امیدواری اشاره دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مفاهیم پیچیدهتر عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۴۲ - چند از این ششدر غم فال گشادی بزنیم
چند از این ششدر غم فال گشادی بزنیم
به کمان آمده عنقا که مرادی بزنیم ۱
چند از این شیشه بگیریم و بریزیم به کام
یک دو جامی به کف خویش نژادی بزنیم ۲
در نیارد که دمی غاشیهٔ غم نکند
سر دهیم این دل و با یک دل شادی بزنیم ۳
بر دل صد ورق از یاس ببندیم گره
بگشاییم دل و فال مرادی بزنیم ۴
عرفی از مردهٔ آلوده پریشان شده ایم
دست در دامن پاکیزاده نهادی بزنیم ۵
به کمان آمده عنقا که مرادی بزنیم ۱
چند از این شیشه بگیریم و بریزیم به کام
یک دو جامی به کف خویش نژادی بزنیم ۲
در نیارد که دمی غاشیهٔ غم نکند
سر دهیم این دل و با یک دل شادی بزنیم ۳
بر دل صد ورق از یاس ببندیم گره
بگشاییم دل و فال مرادی بزنیم ۴
عرفی از مردهٔ آلوده پریشان شده ایم
دست در دامن پاکیزاده نهادی بزنیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۱ - وقت آن است که افیون به شراب اندازیم
گوهر بعدی:غزل ۴۴۳ - ما ره نشین مردم دیدار دوستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.