خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به پاکدستی و بیگناهی خود تأکید دارد و بیان میکند که هرگز دل کسی را نشکسته، به خاطر پاداش کلاهی بر سر ننهاده، و در راه عشق و ایمان ثابتقدم بوده است. او همچنین اشاره میکند که هرگز هوسباز نبوده و همواره در مسیر کمال و عرفان گام برداشته است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تمثیلهای بهکاررفته نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط انسانی دارد.
غزل ۴۴۰ - هرگز دل کس را به گناهی نشکستیم
هرگز دل کس را به گناهی نشکستیم
وز بهر جزا طرف کلاهی نشکستیم ۱
صد نخل نشاندیم ولی گوشهٔ دستار
از طرف چمن شاخ گیاهی نشکستیم ۲
از میکده بردیم دو صد شیشه به کعبه
یک شیشه دلی بر سر راهی نشکستیم ۳
صد ره نشکستیم سر از سنگ جنون، لیک
یک ره به غلط طرف کلاهی نشکستیم ۴
هرگز هوس روی تو نگذشته به خاطر
کز هّم تو در دیده نگاهی نشکستیم ۵
یک ره به کمال تو ندیدیم که در دل
عرفی صفت از بیم تو آهی نشکستیم ۶
وز بهر جزا طرف کلاهی نشکستیم ۱
صد نخل نشاندیم ولی گوشهٔ دستار
از طرف چمن شاخ گیاهی نشکستیم ۲
از میکده بردیم دو صد شیشه به کعبه
یک شیشه دلی بر سر راهی نشکستیم ۳
صد ره نشکستیم سر از سنگ جنون، لیک
یک ره به غلط طرف کلاهی نشکستیم ۴
هرگز هوس روی تو نگذشته به خاطر
کز هّم تو در دیده نگاهی نشکستیم ۵
یک ره به کمال تو ندیدیم که در دل
عرفی صفت از بیم تو آهی نشکستیم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۹ - هر چه با او گویم، از مردم دگرگون بشنوم
گوهر بعدی:غزل ۴۴۱ - وقت آن است که افیون به شراب اندازیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.