خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق و جدایی سخن میگوید. شاعر از رنجهای عاشقانه، ناکامیها، و حسرتهای خود مینالد و از یار دوری میکند که گویی چارهای برای این درد نیست. همچنین، اشارهای به مفهوم غم و شادی در عشق دارد و از داغ دل و تشنگی روح سخن میراند.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۴۳۴ - از مردن دشوار من است آن مژه پر نم
از مردن دشوار من است آن مژه پر نم
ای جانِ به لب آمده گو یک نگهی کم ۱
لطفی تو گرم چاره ندارد عجبی نیست
بسمل شده را به نشود زخم به مرهم ۲
تا فاش نسازم بر بیگانه غم او
تحقیق خصوصیت من کرده به محرم ۳
ای اهل بهشت این همه حسرت به غم چیست
بر من که رسانم به شما لذت این غم ۴
هر گام که می زد کسی از عشق تو ناکام
یاران مرا تازه شود شیوهٔ ماتم ۵
داغی بنهم بر دل و آن داغ که باشد
لب تشنهٔ الماس تر و تشنهٔ مرهم ۶
یا رب به جهانی که رود ننگ نباشد
عرفی چو برد مایهٔ درد تو ز عالم ۷
ای جانِ به لب آمده گو یک نگهی کم ۱
لطفی تو گرم چاره ندارد عجبی نیست
بسمل شده را به نشود زخم به مرهم ۲
تا فاش نسازم بر بیگانه غم او
تحقیق خصوصیت من کرده به محرم ۳
ای اهل بهشت این همه حسرت به غم چیست
بر من که رسانم به شما لذت این غم ۴
هر گام که می زد کسی از عشق تو ناکام
یاران مرا تازه شود شیوهٔ ماتم ۵
داغی بنهم بر دل و آن داغ که باشد
لب تشنهٔ الماس تر و تشنهٔ مرهم ۶
یا رب به جهانی که رود ننگ نباشد
عرفی چو برد مایهٔ درد تو ز عالم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۳ - از بس که روی گرم به هر سو گذاشتیم
گوهر بعدی:غزل ۴۳۵ - از دل این شعله چو داغ صنم افروخته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.