خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساس تنهایی، غم و انزوای شاعر است. او خود را گنجینهای از غم میداند که در دل ویرانههای خود محبوس است. شاعر از ارتباط با دیگران دوری کرده و تنها با غم و اندوه خود مانوس است. او به بازیهای طبیعت و فریبهای دنیوی اشاره میکند و خود را اسیر دامهای خود میداند. در نهایت، شاعر از عرفی میخواهد که برای او افسون نسازد، زیرا او خود را صید دام و دانههای خود میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، موضوعات غم و انزوا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۴۲۳ - تنها نشین گوشهٔ غمخانهٔ خودیم
تنها نشین گوشهٔ غمخانهٔ خودیم
گنج غمیم و در دل ویرانهٔ خودیم ۱
لب تر نکرده ایم ز جام و سبوی کس
جاوید مست جرعه و پیمانهٔ خودیم ۲
با غم نشسته ایم به تدبیر عقل خویش
ما آشنا به دشمن و بیگانهٔ خودیم ۳
بس در گشوده ایم، چه دشمن، چه دوست را
ما قفل بی گشاد در خانهٔ خودیم ۴
شیرین نکرده ایم لب از گفت و گوی کس
لب ها به زهر شستهٔ افسانهٔ خودیم ۵
گاهی فریب توبه و گاهی فساد زرق
بازیچهٔ طبیعت طفلانهٔ خودیم ۶
غیرت روا نداشت که برقع برافکنیم
تا جمله بنگرند که جانانهٔ خودیم ۷
عرفی برو، تهیهٔ افسون مکن که ما
صید فریب دام خود و دانهٔ خودیم ۸
گنج غمیم و در دل ویرانهٔ خودیم ۱
لب تر نکرده ایم ز جام و سبوی کس
جاوید مست جرعه و پیمانهٔ خودیم ۲
با غم نشسته ایم به تدبیر عقل خویش
ما آشنا به دشمن و بیگانهٔ خودیم ۳
بس در گشوده ایم، چه دشمن، چه دوست را
ما قفل بی گشاد در خانهٔ خودیم ۴
شیرین نکرده ایم لب از گفت و گوی کس
لب ها به زهر شستهٔ افسانهٔ خودیم ۵
گاهی فریب توبه و گاهی فساد زرق
بازیچهٔ طبیعت طفلانهٔ خودیم ۶
غیرت روا نداشت که برقع برافکنیم
تا جمله بنگرند که جانانهٔ خودیم ۷
عرفی برو، تهیهٔ افسون مکن که ما
صید فریب دام خود و دانهٔ خودیم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۲ - دردی که به افسانه و افسون رود از دل
گوهر بعدی:غزل ۴۲۴ - همت ای یاران که در دفع هوس رو می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.