خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج عاطفی را بیان میکند و از تلاش برای رهایی از این دردها صحبت میکند. شاعر از شیوههای مختلفی که باعث رنجش شده گلایه دارد اما در نهایت به صلح و آرامش دل میبندد. همچنین، اشارهای به مسیرهای نادرست (مانند راه مجنون) دارد و هشدار میدهد که این دردها ارزش پیگیری ندارند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و اشاره به دردهای روحی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند 'راه مجنون' نیاز به درک بیشتری از ادبیات و فلسفه دارد.
غزل ۴۲۲ - دردی که به افسانه و افسون رود از دل
دردی که به افسانه و افسون رود از دل
صد شعبده انگیز که بیرون رود از دل ۱
ممنونم از این شیوه که هر جور که کردی
اندیشه نکردی که مرا چون رود از دل ۲
آن به که به دل ره ندهم روز سلامت
آن ها که در آشوب شبیخون رود از دل ۳
از بس که دل سوخته ام تشنهٔ صلح است
هر جور که فردا کنی، اکنون رود از دل ۴
عرفی ره مجنون مرو، این درد نه دردی است
کز بیهده گردیدن هامون رود از دل ۵
صد شعبده انگیز که بیرون رود از دل ۱
ممنونم از این شیوه که هر جور که کردی
اندیشه نکردی که مرا چون رود از دل ۲
آن به که به دل ره ندهم روز سلامت
آن ها که در آشوب شبیخون رود از دل ۳
از بس که دل سوخته ام تشنهٔ صلح است
هر جور که فردا کنی، اکنون رود از دل ۴
عرفی ره مجنون مرو، این درد نه دردی است
کز بیهده گردیدن هامون رود از دل ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۱ - صد مُهر می نهم به لب گفت و گوی دل
گوهر بعدی:غزل ۴۲۳ - تنها نشین گوشهٔ غمخانهٔ خودیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.