خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از رنجهای عشق و جدایی میگوید، جایی که شاعر از سردی مهر معشوق و دردهای عاطفی سخن میراند. همچنین، اشارهای به صبر و استقامت در راه عشق و توحید دارد و در پایان، بر ضرورت تجربهی رنج برای رسیدن به حقیقت تأکید میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و جدایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۵۲ - بس رنج در آماجگه عشق تو بردیم
بس رنج در آماجگه عشق تو بردیم
مردیم و خدنگی ز کمان تو نخوردیم ۱
با سوز دلی گرمتر از آتش بهمن
چون آب دی از سردی مهر تو فسردیم ۲
بیماه رخت همچو حکیمان رصد بند
شب تا به سحر ثابت و سیاره شمردیم ۳
در بزم صفا صافخوران صدر نشینند
ما زیرنشینان صف آلودهٔ دردیم ۴
المنهٔ لله که ز آیینهٔ هستی
زنگ دویی از صیقل توحید ستردیم ۵
تا نفس نکُشتیم نگشتیم مسلمان
تا لطمه نخوردیم چو گو گوی نبردیم ۶
مردیم و خدنگی ز کمان تو نخوردیم ۱
با سوز دلی گرمتر از آتش بهمن
چون آب دی از سردی مهر تو فسردیم ۲
بیماه رخت همچو حکیمان رصد بند
شب تا به سحر ثابت و سیاره شمردیم ۳
در بزم صفا صافخوران صدر نشینند
ما زیرنشینان صف آلودهٔ دردیم ۴
المنهٔ لله که ز آیینهٔ هستی
زنگ دویی از صیقل توحید ستردیم ۵
تا نفس نکُشتیم نگشتیم مسلمان
تا لطمه نخوردیم چو گو گوی نبردیم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱ - دی من و محمود در وثاق نشستیم
گوهر بعدی:غزل ۵۳ - واجب نبود دل به بتی بیهده بستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.