خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از قاآنی است که در آن شاعر از عشق به معشوق، میگساری و مفاهیم عرفانی مانند راز جهان و جام جهانبین سخن میگوید. او همچنین به مفاهیمی مانند دین، کفر و آیین اشاره میکند و در نهایت به ستایش معشوق و آرزوی خدمت به حق میپردازد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به میگساری و مفاهیم دینی و کفر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۸ - دست در حلقهٔ آن طرهٔ پرچین دارم
دست در حلقهٔ آن طرهٔ پرچین دارم
پنجه انداخته در پنجهٔ شاهین دارم ۱
این همه چین که تو بر چهرهٔ من میبینی
یادگاریست کز آن طرهٔ پرچین دارم ۲
زاهدم گفت ز دین شرم کن و باده مخور
می حرامم بود ار من خبر از دین دارم ۳
کافر وگبر و یهودم همه رانند ز خویش
چشم بد دور نگه کن که چه تمکین دارم ۴
جام می ده که ترا عرضه دهم راز جهان
که من اندر دل خود جام جهان بین دارم ۵
جم کجا رفت و چه شد جام رهاکن که به نقد
من ز جم بهترم ار جام سفالین دارم ۶
منت شمع و چراغ از چه کشم در شب تار
من که در خلوت خاطر مه و پروین دارم ۷
خوار هرکودک و دیوانه و اوباش شدم
آخر ای قوم ببینید چه آیین دارم ۸
در هوای قد و اندام و خط و عارض یار
عشق با سرو و گل و سنبل و نسرین دارم ۹
جام می بر لبم آهسته سحرگه می گفت
تو مخور غصه که من هم دل خونین دارم ۱۰
تکیه بر زلف و رخ دوست زدم قاآنی
شکر کز سنبل و گل بستر و بالین دارم ۱۱
کاش با دادگر ملک سلیمان گویند
من هم ای خواجه حق خدمت دیرین دارم ۱۲
پنجه انداخته در پنجهٔ شاهین دارم ۱
این همه چین که تو بر چهرهٔ من میبینی
یادگاریست کز آن طرهٔ پرچین دارم ۲
زاهدم گفت ز دین شرم کن و باده مخور
می حرامم بود ار من خبر از دین دارم ۳
کافر وگبر و یهودم همه رانند ز خویش
چشم بد دور نگه کن که چه تمکین دارم ۴
جام می ده که ترا عرضه دهم راز جهان
که من اندر دل خود جام جهان بین دارم ۵
جم کجا رفت و چه شد جام رهاکن که به نقد
من ز جم بهترم ار جام سفالین دارم ۶
منت شمع و چراغ از چه کشم در شب تار
من که در خلوت خاطر مه و پروین دارم ۷
خوار هرکودک و دیوانه و اوباش شدم
آخر ای قوم ببینید چه آیین دارم ۸
در هوای قد و اندام و خط و عارض یار
عشق با سرو و گل و سنبل و نسرین دارم ۹
جام می بر لبم آهسته سحرگه می گفت
تو مخور غصه که من هم دل خونین دارم ۱۰
تکیه بر زلف و رخ دوست زدم قاآنی
شکر کز سنبل و گل بستر و بالین دارم ۱۱
کاش با دادگر ملک سلیمان گویند
من هم ای خواجه حق خدمت دیرین دارم ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷ - به جرم عشق تو گر میزنند بر دارم
گوهر بعدی:غزل ۴۹ - بکش ار کشی به تیغم، بزن ار زنی به تبرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.