خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و توصیفی، به زیبایی‌های معشوق و احساسات شاعر نسبت به او می‌پردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و استعارات زیبا، مانند مقایسه دل معشوق به خار و جسمش به حریر، زلفش به عبیر، و چهره‌اش به ماه، عشق و شیفتگی خود را بیان می‌کند.

این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارات و تشبیهات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم به بلوغ عاطفی نیاز دارند.

مشاهده کامل

غزل ۲۴ - دل تو خاره و جسمت حریر را ماند

دل تو خاره و جسمت حریر را ماند
رخت ستاره و زلفت عبیر را ماند ۱

رخم چو زلف تو پرچین شدست و شادم ازین
که موی یار جوان روی پیر را ماند ۲

چنین که روی تو در شام زلف جلوه کند
مسلمست که ماه منیر را ماند ۳

بدین صفت که سر افکنده زلف پیش رخت
ستاده پیش توانگر فقیر را ماند ۴

تو شاه لشکر حسنی و سینه و دل من
به بارگاه تو طبل و نفیر را ماند ۵

چسان ز دست غمت صید دل خلاص شود
که مژه‌های تو یک جعبه تیر را ماند ۶

سریر عاج که گویند داشت خسرو هند
سرین سیمبران آن سریر را ماند ۷

ز خندهٔ گل و از رقص سرو معلومست
که باد صبح به بستان بشیر را ماند ۸

ز بس در آن تن نازک فرو رود انگشت
گمان بری که سراپا خمیر را ماند ۹

لطیفه‌های وی از بس که چرب و شیرینست
اگر غلط نکنم شهد و شیر را ماند ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳ - غم عشق تو آ‌زادم ز غم‌های جهان دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۵ - رفتند دوستان و کم از بیش و کم نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.