خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و تأثیرات عمیق آن بر زندگی خود سخن میگوید. او عشق را چنان شیرین و جذاب توصیف میکند که حتی رنجهای ناشی از آن را به جان میخرد و از دیگر غمهای جهان رها میشود. همچنین، او به قدرت عشق و ایمان به خدا اشاره میکند که او را از ترسهای دنیوی مصون میدارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا ناملموس باشد.
غزل ۲۳ - غم عشق تو آزادم ز غمهای جهان دارد
غم عشق تو آزادم ز غمهای جهان دارد
بدان غم کردهای شادم خدایت شادمان دارد ۱
شبی گفتم ز شرینی دهانت طعم جان دارد
بگفت ار بوسیش بینی حلاوت بیش از آن دارد ۲
مرا دارد بلای عشقت از رنج جهان ایمن
به فضل خویش ایزد آن بلا را در امان دارد ۳
مرا کز عشق میسوزم ز دوزخ چند ترسانی
کسی از مرگ میترسد که در دل خوف جان دارد ۴
بدان غم کردهای شادم خدایت شادمان دارد ۱
شبی گفتم ز شرینی دهانت طعم جان دارد
بگفت ار بوسیش بینی حلاوت بیش از آن دارد ۲
مرا دارد بلای عشقت از رنج جهان ایمن
به فضل خویش ایزد آن بلا را در امان دارد ۳
مرا کز عشق میسوزم ز دوزخ چند ترسانی
کسی از مرگ میترسد که در دل خوف جان دارد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲ - مرا شوخیست شیرینلب که رنگ نیشکر دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۴ - دل تو خاره و جسمت حریر را ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.