این متن شعری است که در آن شاعر به رابطهی بین خود و دیگری میپردازد و از تفاوتها و شباهتهای بین خود و دیگری سخن میگوید. شاعر از جدایی و وابستگی میان خود و دیگری صحبت میکند و به مفاهیمی مانند سخاوت و بخل نیز اشاره میکند. در نهایت، شاعر به زیبایی و لطافت دیگری و نقش خود به عنوان آینهای برای آن زیبایی اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی مانند سخاوت و بخل نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر دیده میشود.
غزل ۱۹۳۰ - امروز تو خوش تری و یا من؟
بی من تو چگونهییّ و با من؟ ۱
نی نی، من و تو مگو، رَها کُن
فَرقی خود نیست از تو تا من ۲
بیتو، بودی تو بر سَرِ چَرخ
بیمن، بودم به سالها من ۳
در پوستْ من و تو هَمچو انگور
در شیره کجا تو و کجا من؟ ۴
از بُخل بِجَست و در سَخا مانْد
آن حاتِمِ طَیّ و گفت، ها، من ۵
من بُخْل و سَخا نِثار کردم
ای بیشْ زِ حاتِم از سَخا من ۶
ای جانِ لَطیفِ خوش لِقا تو
ای آینه دارِ آن لِقا من ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.