خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از دوست خود میخواهد که عتاب و سرزنش را کنار بگذارد و به جای آن، برای درمان دردهای او چارهاندیشی کند. شاعر از دوستش میخواهد که از او جدا نشود و او را از بلا و غم نجات دهد. همچنین، شاعر از دوستش میخواهد که با شادی، غم را از میان بردارد و در جهانی بیوفا، وفاداری پیشه کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. مفاهیمی مانند عتاب، غم، وفاداری و درخواست کمک نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی و تجربهی زندگی دارند که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۱۹۲۸ - ای دوست عتاب را رها کن
ای دوست عِتاب را رَها کُن
تَدبیرِ دَوایِ دَردِ ما کُن ۱
ای دوست جُدا مَشو تو از ما
ما را زِ بَلا و غَمْ جُدا کُن ۲
اندیشه چو دُزد در دل اُفتاد
مَستَم کُن و دُزد را فَنا کُن ۳
شادی زِ میانِ غَمْ بَراَنگیز
در عالَمِ بیوَفا، وَفا کُن ۴
تَدبیرِ دَوایِ دَردِ ما کُن ۱
ای دوست جُدا مَشو تو از ما
ما را زِ بَلا و غَمْ جُدا کُن ۲
اندیشه چو دُزد در دل اُفتاد
مَستَم کُن و دُزد را فَنا کُن ۳
شادی زِ میانِ غَمْ بَراَنگیز
در عالَمِ بیوَفا، وَفا کُن ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۲۷ - وقت آمد توبه را شکستن
گوهر بعدی:غزل ۱۹۲۹ - ای عربده کرده دوش با من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.