خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از دل می‌خواهد به سوی معشوق (دلبر) حرکت کند و در مسیر عشق و تسلیم به او، آرامش و سعادت بیابد. شاعر از زیبایی‌های معشوق و تأثیرات روحانی او سخن می‌گوید و تشویق می‌کند که در این مسیر، از موانع نهراسد و با عشق و ایمان پیش برود.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۹۱۵ - برو ای دل، به سوی دلبر من

بُرو ای دل، به سوی دِلْبَر من
بدان خورشیدِ شَرق و شمعِ روشن ۱

مَرو هر سو، به سویِ‌ بی‌سویی رو
که هر مِسکینْ بدان سو یافت مَسکَن ۲

بِنِه سَر چون قَلَم بر خَطِّ اَمْرَش
که هر‌ بی‌سَر ازو اَفْراشت گَردن ۳

که جُز در ظِلِّ آن سُلطانِ خوبان
دلِ تَرسندگان را نیست مَأمن ۴

به دستَت او دَهَد سَرمایهٔ زَر
زِ پایَت او گُشایَد بَندِ آهن ۵

وَرْ از انبوهی از در رَه نیابی
چو گُنجشکان دَرآ از راهِ روزَن ۶

وَگَر زانْ خَرمَنِ گُل بو نیابی
چه سودت عَنْبَرینه و مُشک و لادن؟ ۷

وَگَر سَبْلَت زِ شیرش تَر نکردی
بُرو ای قَلْتَبان و ریش می‌کَن ۸

چو دیدی رویِ او، در دل بِرویَد
گُل و نسرین و بید و سَرو و سوسَن ۹

دَرآمیزد دِلَت با آبِ حُسنَش
چو آتش که دَرآویزد به روغَن ۱۰

دَرآ در آتشش، زیرا خَلیلی
مَرَم زآتش، نه‌‌یی نِمْرُودِ بَدظَن ۱۱

دَرآ در بَحْرِ او تا هَمچو ماهی
بِرویَد مَر تو را از خویش جوشَن ۱۲

زِ کاهِ غَم جُدا کُن حَبِّ شادی
که آن مَهْ را برایِ ماست خَرمَن ۱۳

بهار آمد، بُرون آ هَمچو سَبزه
به کوریِّ دِیْ و بر رَغْمِ بهمن ۱۴

نَخَمّی چون کَمان گَر تیرِ اویی
به قابِ قَوسْ رَسْتَسْتی زِ مَکْمَن ۱۵

زِهی بر کار و ساکِنْ تو به ظاهر
مِثالِ مَرهَمی در کار کردن ۱۶

خَمُش کُن، شُد خَموشی چون بَلادُر
بَلادُر گَر نَنوشی، باش کودن ۱۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۱۴ - اگر خواهی مرا می در هوا کن
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱۶ - برآ بر بام و اکنون ماه نو بین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.