خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، رهایی، و تسلیم سخن می‌گوید. او از معشوق خود می‌خواهد که او را رها کند یا به او عشق بورزد. شاعر از مفاهیمی مانند می، ناله، و موسیقی برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند و در نهایت به وحدت و یکتایی اشاره می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۹۱۴ - اگر خواهی مرا می در هوا کن

اگر خواهی مرا میْ در هوا کُن
وَگَر سیری زِ من، رفتم، رَها کُن ۱

نِیَم قانِع به یک جام و به صد جام
دوساله پیشِ تو دارم، قَضا کُن ۲

بِدِه میْ، گَر نَنوشَم، بر سَرَم ریز
وَگَر نیکو نگفتم، ماجَرا کُن ۳

من از قَندم، مرا گویی تُرُش شو؟
تو ماشی را بگیر و لوبیا کُن ۴

سَرِ خُم را به کَهْگِل هین مَبَندا
دلِ خُم را بَرآوَر، دِلْگُشا کُن ۵

مرا چون نِی دَرآوردی به ناله
چو چَنگَم خوش بِساز و بانَوا کُن ۶

اگرچه می‌زنی سیلیم چون دَفْ
که آوازی خوشی داری، صدا کُن ۷

چو دَفْ تَسلیم کردم رویِ خود را
بِزَن سیلیّ و رویَم را قَفا کُن ۸

هَمی زایَد زِ دفّ و کَفْ یک آواز
اگر یک نیست از هَمْشان جُدا کُن ۹

حَریفِ آن لبی ای نِی شب و روز
یکی بوسه پِیِ ما اِقْتِضا کُن ۱۰

تو بوسه باره‌‌یی و جُمله خواری
نگیری پَند اگر گویم، سَخا کُن ۱۱

شُدی ای نِی شِکَر زَافْسونِ آن لب
زِلب ای نیشِکَر، رو شُکرها کُن ۱۲

نه شُکر است این نَوایِ خوش که داری؟
نَوایِ شِکَّرین داری، اَدا کُن ۱۳

خَموش از ذِکرِ نِی می‌باش یکتا
که نِی گوید که، یکتا را دوتا کُن ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۱۳ - به باغ آییم فردا جمله یاران
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱۵ - برو ای دل، به سوی دلبر من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.