متن درباره اهمیت حلم (بردباری و خویشتنداری) به عنوان برترین ویژگی پادشاهان بحث میکند. حلم نه تنها باعث احترام و ابهت پادشاه میشود، بلکه رضایت لشکر و رعیت را نیز جلب کرده و ثبات دولت را تضمین میکند. در مقابل، سخاوت و شجاعت هرچند ارزشمندند، اما محدود به شرایط خاصی هستند. متن همچنین بر مشورت با خردمندان و دوری از افراد نادان و خائن تأکید دارد و هشدار میدهد که حلم بیثبات میتواند به بینتیجگی منجر شود. در نهایت، ترکیب حلم با خرد و مشورت، پادشاه را به موفقیت میرساند.
متن دارای مفاهیم پیچیده اخلاقی و سیاسی است و نیاز به درک نسبتاً بالایی از مسائل حکومتی و انسانی دارد. همچنین استفاده از اصطلاحات ادبی و تاریخی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۱ - باب پادشاه و برهمنان
و هرکرا این همت باشد باید که این ابواب را قبله دل و کعبه جان سازد، که ثبات و وقار پادشاهان را زیباتر حلیتی و تابان تر زینتی است، چه فرمانهای ملوک در دما و فروج و املاک و اموال جهانیان روا باشد، و جواز احکام و نفاذ مثالهای ایشان براطلاق بی حجاب، اگر اخلاق خود را بحلم و دیانت آراسته نگردانند بیک درشت خویی جهانی خراب شود و خلقی آزرده و نفور گردند، و بسی جانها و مالها در معرض هلاک و تفرقه افتد. ۲
و اصل حلم مشاورت است با اهل خرد و حصافت و تجربت و ممارست، و محالست حکیمی مخلص و عاقلی مشفق، وتجنب از خائن غافل و جاهل موذی، که هیچیز را آن اثر نیست در مردم که هم نشین را. قال علیه السلام: مثل الجلیس الصالح مثل الداری ان لم یجدک من عطره علقک من ریحه، و مثل الجلیس السوء مثل الکیران ان لم یحرفک بناره علقک من نتنه. ۳
تا نباشی حریف بی خردان
که نکو کار بد شود زبدان ۴
باد کز لطف اوست جان برکار
زهر گردد همی زصحبت مار ۵
واگر پادشاهی بسخاوت جهان زرین کند، یا بشجاعت ده مصاف بشکند، چون از حلم بی بهره بود بیک عربده همه را باطل گرداند و تمامی لشکر و رعیت را نفرت دهد؛ و اگر در آن هر دو قصوری باشد برفق همه جهان را شاکر تواند داشت و به رای و قعبره دشمنان را بمالید. و باز حلم بی ثبات هم از عیبی خالی نماند، که اگر بسیار موونتها تحمل کرده شود و براظهار آهستگی مبالغت نماید چون عاقبت آن بتهتک کشد ضایع و بی ثمرت ماند. قال النبی علیه السلام: لایکون الحلیم لعانا. ۶
و هر پادشاه را که همه ادوات ملک مجتمع باشد، چنانکه نه در هنگام عفو و حلم متابعت هوا جایز شمرد و نه در عقوبت و خشم مطاوعت شیطان روا بیند، و بنای اوامر و نواهی او بر بنلاد تامل و مشاورت آرامیده باشد ملک او از استیلای دشمنان مصون ماند و از تسلط خصم مسلم. ۷
کوه گفت: از شرم حلمش عاشقم بر ماه دی
زانکه باد ماه دی در سر کشد چادر مرا ۸
چه اگر در ملازمت این سیرت غفلتی رود حظی که از مساعدت روزگار یافته باشد و بدان بر ضبط کار و نظام ملک استعانتی کرده، باندک فحشی و خشمی مفرق شود و عواقب آن از هلاک و ندامت خالی نماند. ۹
و مقرر است که سرمایه همه سعادتها تقدیر آن سری است اما بقا و نمای آن بخرد و حصافت پادشاه و باخلاص و مناصحت وزیر متعلق باشد، که چون پادشاه حلیم و عالم باشد. و رای زن حکیم و خردمند داشت که بسداد و غنا و نفاذ و مضا مذکور باشد و بتجربت و ممارست و نیک بندگی و شفقت مشهور، در همه کارها مظفر و منصور شود. و بهرجانب که روی نهد فتح و نصرت و اقبال و دولت در قفای او میرود، و همیشه گوش بآواز موکب او میدارند و دشمنان را مقهور و منهزم بدو میسپارند، و اگر برحسب هوا درکاری مثال دهد و جانب مصلحتی را بی رعایت گذارد به رای وزرا و معینان، و لطف و رفق ایشان، آن مهم نیز مکفی گردد و تدارک آن در حیز تعذر نماند، چنانکه در خصومت شاه هند و قوم او. رای پرسید که: چگونه است آن؟ ۱۰
گفت: ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.