خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن بیانگر عشق و اشتیاق شدید به معشوق است. شاعر از تأثیر معشوق بر زندگی خود می‌گوید و اینکه حتی در زمان روزه‌داری نیز به فکر اوست. او از لطف و مهربانی معشوق سخن می‌گوید و آن را با معجزه‌های مسیح مقایسه می‌کند. شاعر همچنین به اهمیت عشق و اشتیاق درونی اشاره می‌کند و اینکه این احساسات فراتر از نیازهای جسمانی است.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۸۹۲ - هر شب که بود قاعدۀ سفره نهادن

هر شب که بُوَد قاعدۀ سُفره نهادن
ما را زِ خیال تو بُوَد روزه گُشادن ۱

ای لُطفِ تو را قاعده بر روزه گُشایان
مانند مَسیحا زِ فَلَکْ مایِده دادن ۲

چون قوتِ دل از مَطْبَخِ سودایِ تو باشد
باید به میان رفتن و در لوتْ فُتادن ۳

ما را هم از آن آتشِ دلْ آبِ حَیات است
بر آتشِ دلْ شاد بِسوزیم چو لادن ۴

کارِ حَیَوان است نه کارِ دل و جان است
در خاک بِپوسیدن و از خاکْ بِزادن ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۹۱ - ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹۳ - صد گوش نوام باز شد از راز شنودن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.