در این متن، دمنه با بیان حکایتی درباره شیر و نصیحتهای خود، به اهمیت شناخت پادشاه از اتباع و استفاده از افراد شایسته تأکید میکند. او بیان میکند که پادشاه باید بر اساس عقل و مروت عمل کند و افراد نالایق را بر افراد لایق ترجیح ندهد. همچنین، به اهمیت تربیت و استفاده از استعدادها در جهت صلاح ملک اشاره میشود. در نهایت، متن با مثالهایی مانند موش و باز، به ضرورت تشخیص سود و زیان افراد و استفاده بهینه از آنها میپردازد.
متن دارای مفاهیم پیچیدهای مانند مدیریت، سیاست، و اخلاق است که برای درک کامل آنها، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه کافی دارد. همچنین، استفاده از تمثیلها و استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
بخش ۱۰ - چون شیر سخن دمنه بشنود معجب شد، پنداشت که نصیحتی خواهد کرد، روی بنزدیکان خویش آورد و گفت: مردم هنرمند با مروت اگرچه خامل منزلت و بسیار خصم باشد بعقل و
من همچو خار و خاکم، تو آفتاب و ابر
گلها ولالها دهم ار تربیت کنی
و از حقوق رعیت بر ملک آنست که هریک را بر مقدار مروت و یک دلی و نصیحت بدرجه ای رساند، و بهوا در مراتب تقدیم و تاخیر نفرماید، وکسانی را که در کارها غافل و از هنرها عاطل باشند بر کافیان هنرمند و داهطان خردمند ترجیح و تفضیل روا ندارد، که دو کار از عزایم پادشاهان غریب نماید: حلیت سر بر پای بستن، و پیرایه پای بر سر آویختن. و یاقوت و مروارید را در سرب و ارزیز نشاندن دران تحقیر جواهر نباشد لکن عقل فرماینده بنزدیک اهل خرد مطعون گردد. و انبوهی یاران که دوربین و کاردان نباشند عین مضرت است، و نفاذ کار با اهل بصیرت و فهم تواند بود نه به انبوهی انصار و اعوان. وهرکه یاقوت با خویشتن دارد گران بار نگردد و بدان هر غرض حاصل آید. وآنکه سنگ در کیسه کند رنجور گردد و روز حاجت بدان چیزی نیابد. و مرد دانا حقیر نشمرد صاحب مروت را اگرچه خامل منزلت باشد، چه پی از میان خاک برگیرند و ازو زینها سازند و مرکب ملوک شود و کمانها راست کنند و بصحبت دست ملوک و اشراف عزیز گردد. و نشاید که پادشاه خردمندان را بخمول اسلاف فروگذارد و بی هنران را بوسایل موروث، بی هنر مکتسب، اصطناع فرماید بل که تربیت پادشاه بر قدر منفعت باید که در صلاح ملک از هریک بیند، چه اگر بی هنران خدمت اسلاف را وسیلت سعادت سازند خلل بکارها راه یابد و اهل هنر ضایع مانند. و هیچ کس بمردم از ذات او نزدیک تر نیست، چون بعضی ازان معلول شود بداروهایی علاج کنند که از راههای دور و شهرهای بیگانه آرند. و موش مردمان را همسرایه و هم خانه است، چون موذی میباشد او را از خانه بیرون میفرستند و در هلاک او سعی واجب میبینند. و باز اگرچه وحشی وغریب است چون بدو حاجت و ازو منفعت است باکرامی هرچه تمامتر او را بدست آرند و ازدست ملوک برای او مرکبی سازند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.