خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به عشق و دلبستگی عمیق خود اشاره میکند و از بیخودی و سرگشتگی در این راه سخن میگوید. همچنین، به انتقاد از ریاکاری و دورویی میپردازد و تأکید میکند که او فریب عقل محافظهکار را نمیخورد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۹۰ - کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش
کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش
هزار چرخ زند بی خودانه بر سر بیش ۱
تو هم ز بتکده آیی و طواف کعبه کنی
اگر نقاب گشایم ز حسن طینت خویش ۲
همه ز عاقبت اندیش اند سرگردان
من این فریب نخوردم ز عقل دور اندیش ۳
هزار چرخ زند بی خودانه بر سر بیش ۱
تو هم ز بتکده آیی و طواف کعبه کنی
اگر نقاب گشایم ز حسن طینت خویش ۲
همه ز عاقبت اندیش اند سرگردان
من این فریب نخوردم ز عقل دور اندیش ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۹ - منم که می کنم از درد بی کرانهٔ خویش
گوهر بعدی:غزل ۳۹۱ - ملک به سهو نویسد چو نامهٔ ستمش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.