خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق سخن میگوید. او توصیف میکند که چگونه عشق معشوق در دلش شعلهور شده و باعث شور و هیجان درونی او میشود. شاعر از زیبایی چشمهای معشوق و تأثیر آن بر دلش سخن میگوید و بیان میکند که عشق او باعث سبکی روح و پرواز دلش شده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
غزل ۱۸۷۳ - دانی که کجا جویی ما را به گه جستن؟
دانی که کجا جویی ما را به گَهِ جُستن؟
در گَردشِ چَشمِ او آن نَرگسِ آبِسْتن ۱
در دلْ چو خیالِ او تابَد زِ جَمالِ او
دلْ بَند بِدَرّاند او را نَتَوان بَستن ۲
طِفْلِ دلِ پُرسودا آغاز کُند غوغا
پِستانِ کَریمِ او آغاز کُند جَستن ۳
دلْ ز آتشِ عشقِ او آموختْ سَبُک روحی
از سینه بِپَرّیدن هر ساعت بَرجَستن ۴
در گَردشِ چَشمِ او آن نَرگسِ آبِسْتن ۱
در دلْ چو خیالِ او تابَد زِ جَمالِ او
دلْ بَند بِدَرّاند او را نَتَوان بَستن ۲
طِفْلِ دلِ پُرسودا آغاز کُند غوغا
پِستانِ کَریمِ او آغاز کُند جَستن ۳
دلْ ز آتشِ عشقِ او آموختْ سَبُک روحی
از سینه بِپَرّیدن هر ساعت بَرجَستن ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۷۲ - ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷۴ - از آتش روی خود اندر دلم آتش زن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.