خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید، با تصاویری از تلخیها، ناامیدیها و آرزوهای بربادرفته. شاعر از عطش عشق، زهر زندگی و از دست دادن آبرو میگوید و در نهایت خواهان تسکین و آرامش است.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی تصاویر مانند 'زهر' و 'دشنه' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
غزل ۳۷۲ - العطش ای عشق، تلخ آبی به خاک ما بریز
العطش ای عشق، تلخ آبی به خاک ما بریز
از شرابی جرعهٔ بر جان پاک ما بریز ۱
باغ ناموسیم، آب میوهٔ ما زهر باد
شبنم آسودگی از برگ تاک ما بریز ۲
از رهش ما را چه می سنجی، مروت را بسنج
آبروی دشنهٔ نازی به خاک ما بریز ۳
ارغوان زار حیا شد پایمال زعفران
مست خونی بر دهان خنده ناک ما بریز ۴
بر لب سیراب عرفی ریختی صد چشمه زهر
جرعه ای هم بر درون چاک چاگ ما بریز ۵
از شرابی جرعهٔ بر جان پاک ما بریز ۱
باغ ناموسیم، آب میوهٔ ما زهر باد
شبنم آسودگی از برگ تاک ما بریز ۲
از رهش ما را چه می سنجی، مروت را بسنج
آبروی دشنهٔ نازی به خاک ما بریز ۳
ارغوان زار حیا شد پایمال زعفران
مست خونی بر دهان خنده ناک ما بریز ۴
بر لب سیراب عرفی ریختی صد چشمه زهر
جرعه ای هم بر درون چاک چاگ ما بریز ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۱ - همین معامله ما را بس است با زنار
گوهر بعدی:غزل ۳۷۳ - جان رفت و سوزد از تو دل ناتوان هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.