خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و اشتیاق شاعر به شمسالدین است. شاعر از درد هجران و آتش عشق شمسالدین سخن میگوید و از تأثیرات عمیق این عشق بر وجود خود میگوید. او از ناتوانی عقل در برابر این عشق و از حالات مختلف روحی خود در این مسیر عرفانی سخن میگوید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۸۵۹ - منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین
مَنَم آن حَلْقه در گوش و ِنشَسته گوشِ شَمسُ الدّین
دِلَم پُرنیشِ هِجْران است بَهرِ نوشِ شَمسُ الدّین ۱
چو آتشهای عشقِ او زِ عَرش و فَرش بُگْذشته ست
دَرین آتش ندانم کرد من روپوشِ شَمسُ الدّین ۲
در آغوشَم بِبینی تو زِ آتش تَنگها لیکِن
شود آن آبِ حیوان از پِیِ آغوشِ شَمسُ الدّین ۳
چو دیگی پُختْ عقلِ من چَشیدم بود ناپُخته
زدم آن دیک در رویَش زِ بَهرِ جوشِ شَمسُ الدّین ۴
دَرین خانهیْ تَنَم بینی یکی را دست بر سَر زن
یکی رَنْجور در نَزْع و یکی مَدهوشِ شَمسُ الدّین ۵
زبانِ ذوالفَقارِ عقل کاین دریا پُر از دُر کرد
زبانش بازبِگْرفت و شُد او خاموشِ شَمسُ الدّین ۶
دِلَم پُرنیشِ هِجْران است بَهرِ نوشِ شَمسُ الدّین ۱
چو آتشهای عشقِ او زِ عَرش و فَرش بُگْذشته ست
دَرین آتش ندانم کرد من روپوشِ شَمسُ الدّین ۲
در آغوشَم بِبینی تو زِ آتش تَنگها لیکِن
شود آن آبِ حیوان از پِیِ آغوشِ شَمسُ الدّین ۳
چو دیگی پُختْ عقلِ من چَشیدم بود ناپُخته
زدم آن دیک در رویَش زِ بَهرِ جوشِ شَمسُ الدّین ۴
دَرین خانهیْ تَنَم بینی یکی را دست بر سَر زن
یکی رَنْجور در نَزْع و یکی مَدهوشِ شَمسُ الدّین ۵
زبانِ ذوالفَقارِ عقل کاین دریا پُر از دُر کرد
زبانش بازبِگْرفت و شُد او خاموشِ شَمسُ الدّین ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۵۸ - چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
گوهر بعدی:غزل ۱۸۶۰ - الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.