خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات معنوی و عرفانی میپردازد. شاعر از تاریکی و روشنایی، عیوب درک انسان، و نیاز به صبر و استقامت در برابر مشکلات سخن میگوید. همچنین، به اهمیت تقوا و پرهیزگاری در زندگی اشاره میکند و از خواننده میخواهد که مانند ابراهیم در برابر آتش مقاومت کند و از نفس خود به عنوان سپر استفاده کند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مقاومت در برابر مشکلات و تقوا ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۸۵۰ - چراغ عالم افروزم نمیتابد چنین روشن
چراغ عالَم اَفْروزَم نمیتابد چُنین روشن
عَجَب این عیب از چَشم است یا از نور یا روزَن؟ ۱
مَگَر گُم شُد سَر رِشته؟ چه شُد آن حالِ بُگْذشته
که پوشیده نمیمانَد دَران حالَت سَرِ سوزن ۲
خُنُک آن دَم که فَرّاشِ فَرَشْنا اَنْدَرین مسجد
دَرین قِنْدیلِ دل ریزَد زِ زَیتونِ خدا روغَن ۳
دِلا در بوته آتش دَرآ مَردانه بِنْشین خوش
که از تاثیرِ این آتش چنان آیینه شد آهن ۴
چو ابراهیم در آذر درآمد همچو نقد زر
برویید از رخ آتش سَمَن زار و گُل و سوسن ۵
اگر دل را ازین غوغا نیاری اَنْدَرین سودا
چه خواهی کرد این دل را؟بیا بِنْشین بگو با من ۶
اگر در حَلْقه مَردان نمیآیی زِ نامَردی
چو حَلْقهیْ بر دَرِ مَردان بُرون میباش و دَر میزن ۷
چو پیغامبر بِگُفت اَلصُّومُ جُنَّة پس بگیر آن را
به پیشِ نَفْسِ تیرانداز زِنْهار این سِپَر مَفْکَن ۸
سِپَر باید دَرین خشکی چو در دریا رَسی آن گَه
چو ماهی بر تَنَت رویَد به دَفْعِ تیرِ او جوشَن ۹
عَجَب این عیب از چَشم است یا از نور یا روزَن؟ ۱
مَگَر گُم شُد سَر رِشته؟ چه شُد آن حالِ بُگْذشته
که پوشیده نمیمانَد دَران حالَت سَرِ سوزن ۲
خُنُک آن دَم که فَرّاشِ فَرَشْنا اَنْدَرین مسجد
دَرین قِنْدیلِ دل ریزَد زِ زَیتونِ خدا روغَن ۳
دِلا در بوته آتش دَرآ مَردانه بِنْشین خوش
که از تاثیرِ این آتش چنان آیینه شد آهن ۴
چو ابراهیم در آذر درآمد همچو نقد زر
برویید از رخ آتش سَمَن زار و گُل و سوسن ۵
اگر دل را ازین غوغا نیاری اَنْدَرین سودا
چه خواهی کرد این دل را؟بیا بِنْشین بگو با من ۶
اگر در حَلْقه مَردان نمیآیی زِ نامَردی
چو حَلْقهیْ بر دَرِ مَردان بُرون میباش و دَر میزن ۷
چو پیغامبر بِگُفت اَلصُّومُ جُنَّة پس بگیر آن را
به پیشِ نَفْسِ تیرانداز زِنْهار این سِپَر مَفْکَن ۸
سِپَر باید دَرین خشکی چو در دریا رَسی آن گَه
چو ماهی بر تَنَت رویَد به دَفْعِ تیرِ او جوشَن ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۴۹ - چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن؟
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵۱ - نشانیهاست در چشمش نشانش کن نشانش کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.