خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع فریب و نیرنگ در روابط انسانی میپردازد. شاعر از فریبکاری در میان مسلمانان، طبیعت، عشق و حتی موجودات کوچک مانند مورچهها انتقاد میکند. او از این که عقل و اندیشههای انسان به سمت فریب دیگران گرایش دارند، ابراز تاسف میکند و به پیامدهای منفی این رفتار اشاره مینماید.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فریب و نیرنگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامناسب باشد.
غزل ۱۸۴۹ - چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن؟
چرا کوشَد مُسلمان در مُسلمان را فَریبیدن؟
بَسی صَنْعت نمیباید پَریشان را فَریبیدن ۱
بِدَرّیدی همه هامون زِ نَقْشِ لیلی و مَجْنون
ولی چَشمَش نمیخواهد گِرانْ جان را فَریبیدن ۲
نمی آید دریغْ او را چو دریا گوهراَفْشانی
ولیکِن تو رَوا داری بِدین آن را فَریبیدن؟ ۳
مُعلِّم خانه چَشمَش چه رَسْم آوَرْد در عالَم
که طَمْع افتاد موران را سُلَیمان را فَریبیدن ۴
دِلَم بِدْرید زَ انْدیشه شِکَسته گشته چون شیشه
که عقل از چه طَمَع دارد نَهان دان را فَریبیدن؟ ۵
بَرآمَد عالَم از صَیقل چو جَنْدَرخانه شُد گیتی
که بِشْنیدند کو خواهد مَلیحان را فَریبیدن ۶
هر اندیشه که بَرجوشَد رَوان گردد پِیِ صیدی
نَمَکها را هَوَس چِبْوَد؟ نَمَکدان را فَریبیدن ۷
پلیدی را بیاموزد بر آبِ پاک اَفْزودن
کلیدی را بیاموزد کلیدان را فَریبیدن ۸
چو لَوْنالَوْن میداند شِکَنجه کردن آن قاهِر
چه رَغْبَت دارد آن آتشْ سِپَندان را فَریبیدن ۹
بَسی صَنْعت نمیباید پَریشان را فَریبیدن ۱
بِدَرّیدی همه هامون زِ نَقْشِ لیلی و مَجْنون
ولی چَشمَش نمیخواهد گِرانْ جان را فَریبیدن ۲
نمی آید دریغْ او را چو دریا گوهراَفْشانی
ولیکِن تو رَوا داری بِدین آن را فَریبیدن؟ ۳
مُعلِّم خانه چَشمَش چه رَسْم آوَرْد در عالَم
که طَمْع افتاد موران را سُلَیمان را فَریبیدن ۴
دِلَم بِدْرید زَ انْدیشه شِکَسته گشته چون شیشه
که عقل از چه طَمَع دارد نَهان دان را فَریبیدن؟ ۵
بَرآمَد عالَم از صَیقل چو جَنْدَرخانه شُد گیتی
که بِشْنیدند کو خواهد مَلیحان را فَریبیدن ۶
هر اندیشه که بَرجوشَد رَوان گردد پِیِ صیدی
نَمَکها را هَوَس چِبْوَد؟ نَمَکدان را فَریبیدن ۷
پلیدی را بیاموزد بر آبِ پاک اَفْزودن
کلیدی را بیاموزد کلیدان را فَریبیدن ۸
چو لَوْنالَوْن میداند شِکَنجه کردن آن قاهِر
چه رَغْبَت دارد آن آتشْ سِپَندان را فَریبیدن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۴۸ - چه باشد پیشۀ عاشق به جز دیوانگی کردن؟
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵۰ - چراغ عالم افروزم نمیتابد چنین روشن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.