خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به موضوعاتی مانند غفلت انسان از حقیقت، ریا و تظاهر، و دشواریهای زندگی میپردازد. شاعر از استعارههایی مانند خوشههای گندم، طاووس، و سیلاب برای بیان مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی استفاده کرده است. متن همچنین بر اهمیت خودشناسی و رهایی از تعلقات دنیوی تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و نامفهوم باشد.
غزل ۲۴۶۷ - خلقیست غافل اینجا از کشتن و درودن
خلقیست غافل اینجا از کشتن و درودن
چون خوشه های گندم صد چشم و یک غنودن ۱
گل کردن حقیقت چندین مجاز جوشاند
بر خویش پرده ها بست این نغمه از سرودن ۲
گر نوبهار هستی این رنگ جلوه دارد
نتوان زد از خجالت گل بر سر نمودن ۳
آن به که همچو طاووس از بیضه بر نیایی
چشم هزار دامست در راه پر گشودن ۴
رفع صداع هستی در سجده صندلی داشت
بر عافیت تنیدیم آخر زجبهه سودن ۵
گوش از فسانهٔ ما پیش از تمیز بربند
حرف زبان شمعیم داغ دل شنودن ۶
ای حرص جبههواری عرض حیا نگهدار
تاکی به رنگ سوهان سرتا قدم ربودن ۷
سیلاب خانه اینجا تشویش رفت و در بست
غارتگری ندارد آیینه جز زدودن ۸
تحقیق موج بیآب صورت نمیپذیرد
از خویش نیز خالیست آغوش بیتو بودن ۹
بر رشتهٔ تعلق چندین مپیچ بیدل
جز درد سر ندارد از موی سر فزودن ۱۰
چون خوشه های گندم صد چشم و یک غنودن ۱
گل کردن حقیقت چندین مجاز جوشاند
بر خویش پرده ها بست این نغمه از سرودن ۲
گر نوبهار هستی این رنگ جلوه دارد
نتوان زد از خجالت گل بر سر نمودن ۳
آن به که همچو طاووس از بیضه بر نیایی
چشم هزار دامست در راه پر گشودن ۴
رفع صداع هستی در سجده صندلی داشت
بر عافیت تنیدیم آخر زجبهه سودن ۵
گوش از فسانهٔ ما پیش از تمیز بربند
حرف زبان شمعیم داغ دل شنودن ۶
ای حرص جبههواری عرض حیا نگهدار
تاکی به رنگ سوهان سرتا قدم ربودن ۷
سیلاب خانه اینجا تشویش رفت و در بست
غارتگری ندارد آیینه جز زدودن ۸
تحقیق موج بیآب صورت نمیپذیرد
از خویش نیز خالیست آغوش بیتو بودن ۹
بر رشتهٔ تعلق چندین مپیچ بیدل
جز درد سر ندارد از موی سر فزودن ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۶۶ - تا چند به عیب من وما چشمگشودن
گوهر بعدی:غزل ۲۴۶۸ - غنیمت گیر چون آیینه محو شان خود بودن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.