خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از معشوق خود میخواهد که از او دور نشود و او را تنها نگذارد. او معشوق را به ماه و آفتاب تشبیه میکند و بیان میکند که بدون او، زندگیاش تاریک و سرد خواهد بود. شاعر از معشوق میخواهد که مهربانیاش را از او دریغ نکند و او را تنها نگذارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارات پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۱۸۱۱ - خوش میگریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن
خوش میگُریزی هر طَرَف از حَلْقه ما نی مَکُن
ای ماه بَرهَم میزنی عِقْدِ ثُرّیا نی مَکُن ۱
تو روزِ پُرنور و لَهَب ما در پِیِ تو هَمچو شب
هر جا که مَنْزِل میکُنی آییم آن جا نی مَکُن ۲
ای آفتابی در حَمَل باغ از تو پوشیده حُلَل
بیتو بِمانَد از عَمَل در زَخْمِ سرما نی مَکُن ۳
ای آفتابَت دایهیی ما در پِیاَت چون سایهیی
ای دایه بیاَلْطافِ تو ماندیم تنها نی مَکُن ۴
ای ماه بَرهَم میزنی عِقْدِ ثُرّیا نی مَکُن ۱
تو روزِ پُرنور و لَهَب ما در پِیِ تو هَمچو شب
هر جا که مَنْزِل میکُنی آییم آن جا نی مَکُن ۲
ای آفتابی در حَمَل باغ از تو پوشیده حُلَل
بیتو بِمانَد از عَمَل در زَخْمِ سرما نی مَکُن ۳
ای آفتابَت دایهیی ما در پِیاَت چون سایهیی
ای دایه بیاَلْطافِ تو ماندیم تنها نی مَکُن ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۱۰ - من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان
گوهر بعدی:غزل ۱۸۱۲ - ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.