خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، آرامش، هوس و مرگ میپردازد. شاعر از تجربیات عاطفی و روحی خود سخن میگوید و به دنبال آرامش در میان آشفتگیهای زندگی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و مرگ نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.
غزل ۲۰۶۸ - وداع دورگرد عرضهٔ آرام رم کردم
وداع دورگرد عرضهٔ آرام رم کردم
سحر گل کردم و کار دو عالم در دو دم کردم ۱
روا کم دارد اطوارم که گردد در دل رسوا
اگر آهم هوس سر کرد هم در دل علم کردم ۲
وداع حرص راه حاصل آرام وا دارد
عسل گل کرد هر گه کام دل مسرور سم کردم ۳
سحرگه مطلع اسرار آهم در علو آمد
دل آسوده را مردود درگاه الم کردم ۴
هوس مگمار در احکام اعمال الم حاصل
حصول سکهٔ دل کو، طلا و مس درم کردم ۵
دل آوارهام طور رم آسودهای دارد
اگر گرد ملال آورد صحرا را ارم کردم ۶
طمع واکرد هرگه راه احرام دل طامع
صدا را در سواد سرمه سردادم عدم کردم ۷
اگر آگاه حالم مرگ هم گردد که رحم آرد
که مردم در ره اما درد دل آواره کم کردم ۸
مآل عمر بیدل داد وهمم داد آسودم
دو دم درس هوسها گرم کردم، سرد هم کردم ۹
سحر گل کردم و کار دو عالم در دو دم کردم ۱
روا کم دارد اطوارم که گردد در دل رسوا
اگر آهم هوس سر کرد هم در دل علم کردم ۲
وداع حرص راه حاصل آرام وا دارد
عسل گل کرد هر گه کام دل مسرور سم کردم ۳
سحرگه مطلع اسرار آهم در علو آمد
دل آسوده را مردود درگاه الم کردم ۴
هوس مگمار در احکام اعمال الم حاصل
حصول سکهٔ دل کو، طلا و مس درم کردم ۵
دل آوارهام طور رم آسودهای دارد
اگر گرد ملال آورد صحرا را ارم کردم ۶
طمع واکرد هرگه راه احرام دل طامع
صدا را در سواد سرمه سردادم عدم کردم ۷
اگر آگاه حالم مرگ هم گردد که رحم آرد
که مردم در ره اما درد دل آواره کم کردم ۸
مآل عمر بیدل داد وهمم داد آسودم
دو دم درس هوسها گرم کردم، سرد هم کردم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۶۷ - مژه خواباندم و دل را به جمعیت علم کردم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۶۹ - گذشت عمر و شکست دل آشکار نکردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.