خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر عشق و وابستگی خود را به معشوق بیان میکند. او از معشوق میخواهد که رحمت کند و خود را نشان دهد، زیرا شاعر و دیگران در انتظار او هستند. شاعر خود را بنده و گدای معشوق میداند و حتی حاضر است به خاطر رضای او کشته شود. این شعر همچنین به مفاهیم عرفانی مانند لقاء و فنا اشاره دارد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا و لقاء نیاز به درک و تجربه بیشتری دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۷۶۵ - عاشق روی جان فزای توایم
عاشقِ رویِ جانْ فَزایِ توایم
رَحْمَتی کُن، که در هَوایِ توایم ۱
تو به رُخسارْ آفتابی و مَهْ
ما همه ذَرّه در هَوایِ توایم ۲
تا تو زین پَرده رویْ بِنْمایی
مُنْتَظِر بر دَرِ سَرایِ توایم ۳
ای کِه ما در میانِ مَجْلِس اُنْس
بیخود از شَربَتِ لِقایِ توایم ۴
خیره چون دُشمنان مَکُش ما را
کآخِر ای دوستْ آشنایِ توایم ۵
تو رضا میدَهی به کُشتنِ ما
ما همه بَندهٔ رضایِ توایم ۶
گر چه با خاتَم سُلَیمانیم
ای پَریزاده، خاکِ پایِ توایم ۷
شَمسِ تبریز جانِ جانهایی
ما همه بنده و گدایِ توایم ۸
رَحْمَتی کُن، که در هَوایِ توایم ۱
تو به رُخسارْ آفتابی و مَهْ
ما همه ذَرّه در هَوایِ توایم ۲
تا تو زین پَرده رویْ بِنْمایی
مُنْتَظِر بر دَرِ سَرایِ توایم ۳
ای کِه ما در میانِ مَجْلِس اُنْس
بیخود از شَربَتِ لِقایِ توایم ۴
خیره چون دُشمنان مَکُش ما را
کآخِر ای دوستْ آشنایِ توایم ۵
تو رضا میدَهی به کُشتنِ ما
ما همه بَندهٔ رضایِ توایم ۶
گر چه با خاتَم سُلَیمانیم
ای پَریزاده، خاکِ پایِ توایم ۷
شَمسِ تبریز جانِ جانهایی
ما همه بنده و گدایِ توایم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۶۴ - نالهٔ بلبل بهار کنیم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶۶ - خیز تا فتنهیی برانگیزیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.