خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر آرزوی تبدیل شدن به منبع نور و گرمابخش برای دیگران، همراهی با غمگنان، و تبدیل شدن به بخشی از طبیعت و جهان است. شاعر میخواهد همچون خورشید، دریا و کوه برای همه مفید باشد و به عنوان پناهگاهی امن برای ترسایان عمل کند. در نهایت، شاعر از بیان بیشتر خودداری میکند و تأکید میکند که فراتر از کلمات و زبان است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۷۶۲ - آمدستیم تا چنان گردیم
آمَدَسْتیم تا چُنان گردیم
که چو خورشید جُمله جان گردیم ۱
مونِس و یارِ غَمگِنان باشیم
گُل و گُلْزارِ خاکیان گردیم ۲
چند کَس را نهایم خاص چو زَر
بر همه هَمچو بَحْر و کان گردیم ۳
جانْ نِماییم جسمِ عالَم را
قُرَّةُ الْعَینِ دیدگان گردیم ۴
چون زمین نیستیم یَغْماگاه
ایمِن و خوشْ چو آسْمان گردیم ۵
هر کِه تَرسان بُوَد چو تَرسایان
هَمچو ایمان بَرو اَمان گردیم ۶
هین، خَمُش کُن، از آن هم اَفْزونیم
که بر اَلْفاظ و بر زبان گردیم ۷
که چو خورشید جُمله جان گردیم ۱
مونِس و یارِ غَمگِنان باشیم
گُل و گُلْزارِ خاکیان گردیم ۲
چند کَس را نهایم خاص چو زَر
بر همه هَمچو بَحْر و کان گردیم ۳
جانْ نِماییم جسمِ عالَم را
قُرَّةُ الْعَینِ دیدگان گردیم ۴
چون زمین نیستیم یَغْماگاه
ایمِن و خوشْ چو آسْمان گردیم ۵
هر کِه تَرسان بُوَد چو تَرسایان
هَمچو ایمان بَرو اَمان گردیم ۶
هین، خَمُش کُن، از آن هم اَفْزونیم
که بر اَلْفاظ و بر زبان گردیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۶۱ - ما همه از الست همدستیم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶۳ - ما که باده ز دست یار خوریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.