خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، جدایی، نور و تاریکی، و طبیعت استفاده میکند. شاعر از تشبیهات و استعارههای مختلف مانند چراغ، شب، باغ، و پرندگان برای بیان احساسات عمیق خود بهره میبرد. در نهایت، شعر به موضوع فراغت و آرامش در عشق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۵۶ - کسی که از اِلم عشق بی دماغ شود
کسی که از اِلم عشق بی دماغ شود
عجب به همره جانان به گشت باغ شود ۱
چراغ انجمن طور اگر دهد پرتو
ز خاک بادیه هر ذره شبچراغ شود ۲
چراغ تیره شبم بی رخت چراغ دگر است
نقاب را بگشا تا شبم چراغ شود ۳
به داغ تشنگی آسوده ام در آن وادی
که شعله از نم آب حیات داغ شود ۴
تذرو و فاخته از بس نفاق ورزیدند
بدان رسید که بلبل انیس زاغ شود ۵
ز بس که داده به عرفی عجب متاع فراغ
قرارداد که نبود اگر فراغ شود ۶
عجب به همره جانان به گشت باغ شود ۱
چراغ انجمن طور اگر دهد پرتو
ز خاک بادیه هر ذره شبچراغ شود ۲
چراغ تیره شبم بی رخت چراغ دگر است
نقاب را بگشا تا شبم چراغ شود ۳
به داغ تشنگی آسوده ام در آن وادی
که شعله از نم آب حیات داغ شود ۴
تذرو و فاخته از بس نفاق ورزیدند
بدان رسید که بلبل انیس زاغ شود ۵
ز بس که داده به عرفی عجب متاع فراغ
قرارداد که نبود اگر فراغ شود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۵ - جان به یاد لبت، شکر خاید
گوهر بعدی:غزل ۳۵۷ - چه گرمی است که در سر شراب می سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.