خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از عرفی شیرازی، با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه، به موضوعاتی مانند عشق، درد، صبر، تقدیر و امید میپردازد. شاعر از زبان دل و جان سخن میگوید و از رنجها و آرزوهایش مینالد، اما در نهایت به آیندهای روشن و لبخندی دوباره امیدوار است.
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۵۵ - جان به یاد لبت، شکر خاید
جان به یاد لبت، شکر خاید
دل به دندان غم، جگر خاید ۱
ظن سیری مبر که لقمهٔ خام
بخت پیر است و دیرتر خاید ۲
دل آشفته بخت من تا چند
جای انگشت نیشتر خاید ۳
آن که گیرد مزاج پروانه
شعله چون میوه های تر خاید ۴
بس که یابد حلاوت از پرواز
طایر شوق، بال و پر خاید ۵
لب شادی ببست یک چندی
عرفی اکنون لب دگر خاید ۶
دل به دندان غم، جگر خاید ۱
ظن سیری مبر که لقمهٔ خام
بخت پیر است و دیرتر خاید ۲
دل آشفته بخت من تا چند
جای انگشت نیشتر خاید ۳
آن که گیرد مزاج پروانه
شعله چون میوه های تر خاید ۴
بس که یابد حلاوت از پرواز
طایر شوق، بال و پر خاید ۵
لب شادی ببست یک چندی
عرفی اکنون لب دگر خاید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۴ - دلی کز حسن آن گل، در نظر گلزارها دارد
گوهر بعدی:غزل ۳۵۶ - کسی که از اِلم عشق بی دماغ شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.