خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر احساس گمگشتگی و ناامیدی شاعر در زندگی است. او از از دست دادن امیدها، آرزوها و روشناییهای زندگی خود سخن میگوید و با تصاویری مانند گم شدن باغها، شکست توبه، گم شدن چراغها در سیاهی روز، این حس را به تصویر میکشد. در پایان، با رسیدن به آستان بهشت، گویا از رنجهای دنیوی رهایی مییابد.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، تمهای غمگینانه و فلسفی آن更适合 مخاطبانی با درک بالاتر از زندگی و تجربیات انسانی.
غزل ۳۲۶ - کنون که دیده خریدیم، باغ ها گم شد
کنون که دیده خریدیم، باغ ها گم شد
شکست توبه، شراب از ایاغ ها گم شد ۱
برای گم شدگان، صد سراغ حاضر بود
مرا چو نام برآمد، سراغ ها گم شد ۲
به شاخ سنبل زلفی، دلم نشیمن کرد
که زیر سایهٔ برگیش باغ ها گم شد ۳
به روزگار من ای شمع آفتاب مخند
که در سیاهی روزم چراغ ها گم شد ۴
رسید محمل عرفی به آستان بهشت
ز عیش خانهٔ جنت فراغ ها گم شد ۵
شکست توبه، شراب از ایاغ ها گم شد ۱
برای گم شدگان، صد سراغ حاضر بود
مرا چو نام برآمد، سراغ ها گم شد ۲
به شاخ سنبل زلفی، دلم نشیمن کرد
که زیر سایهٔ برگیش باغ ها گم شد ۳
به روزگار من ای شمع آفتاب مخند
که در سیاهی روزم چراغ ها گم شد ۴
رسید محمل عرفی به آستان بهشت
ز عیش خانهٔ جنت فراغ ها گم شد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۵ - کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُورد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۷ - تا چند به زنجیر خرد بند توان بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.