خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از جنون عشق، گریههای خونین، و دردهای روحی سخن میگوید و احساسات عمیق و آتشینی را بیان میکند که منجر به ریزش خون از چشم و دل میشود.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و توصیفهای شدید از رنج و درد است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد. درک کامل این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.
غزل ۳۲۲ - کو عشق کاز شمایل عقلم جنون چکد
کو عشق کاز شمایل عقلم جنون چکد
از گریه نوش ریزد و از خنده خون چکد ۱
لب تشنگی ز ریشهٔ چشمم کشد برون
آن قطره های خون که ز ریش درون چکد ۲
خوش دل بدانم ار بچکد خون دل ز چشم
دل خون خویش می خورد، از دیده خون چکد ۳
دل نیست این درد فشان است و خون چکان
دردی ز درد جوشد و خونی ز خون چکد ۴
عرفی نگویمت بچکان خون دل ز چشم
گر ننگ صبر نیست بهل تا برون چکد ۵
از گریه نوش ریزد و از خنده خون چکد ۱
لب تشنگی ز ریشهٔ چشمم کشد برون
آن قطره های خون که ز ریش درون چکد ۲
خوش دل بدانم ار بچکد خون دل ز چشم
دل خون خویش می خورد، از دیده خون چکد ۳
دل نیست این درد فشان است و خون چکان
دردی ز درد جوشد و خونی ز خون چکد ۴
عرفی نگویمت بچکان خون دل ز چشم
گر ننگ صبر نیست بهل تا برون چکد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۱ - هرکس به روز نیک مرا غمگسار شد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۳ - به داغ کفر و دین در کوچه و بازار می باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.