خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند غم و شادی، روزگار، میگساری، شرم، عمل و قناعت سخن میگوید. شاعر از تجربیات زندگی خود میگوید و چگونه روزگار با او رفتار کرده است. همچنین، به موضوعاتی مانند ذوق، عمل، و نتیجهگیری از اعمال اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به میگساری و تجربیات زندگی دارد که مناسب گروه سنی بالاتر است.
غزل ۳۲۱ - هرکس به روز نیک مرا غمگسار شد
هرکس به روز نیک مرا غمگسار شد
در روز بد مرا دژم روزگار شد ۱
ساقی توئی و ساده دلی بین که شیخ شهر
باور نمی کند که ملک میگسار شد ۲
بنمای رخ که چهره نمی داند از نقاب
چشمی که مست گریهٔ بی اختیار شد ۳
بی ذوق در طریق عمل کامل اوفتاد
زد تکیه بر قناعت و امیدوار شد ۴
بعد از هزار جام قدح نوش، ذوق را
عادت به درد سر شد و دفع خمار شد ۵
حسن از عمل نتیجهٔ شرم است و بازگشت
نی هر که خون چکاند ز رخ شرمسار شد ۶
جز با گریستن مژه ای در جهان نبود
آن هم ز حرص مردم دیدهٔ ما ناگوار شد ۷
هر چند دست و پا زدم، آشفته تر شدم
ساکن شدم در میانهٔ دریاکنار شد ۸
عرفی بسی ملاف که بر چرخ تاختم
مردی کنون بتاز که بختی سوار شد ۹
در روز بد مرا دژم روزگار شد ۱
ساقی توئی و ساده دلی بین که شیخ شهر
باور نمی کند که ملک میگسار شد ۲
بنمای رخ که چهره نمی داند از نقاب
چشمی که مست گریهٔ بی اختیار شد ۳
بی ذوق در طریق عمل کامل اوفتاد
زد تکیه بر قناعت و امیدوار شد ۴
بعد از هزار جام قدح نوش، ذوق را
عادت به درد سر شد و دفع خمار شد ۵
حسن از عمل نتیجهٔ شرم است و بازگشت
نی هر که خون چکاند ز رخ شرمسار شد ۶
جز با گریستن مژه ای در جهان نبود
آن هم ز حرص مردم دیدهٔ ما ناگوار شد ۷
هر چند دست و پا زدم، آشفته تر شدم
ساکن شدم در میانهٔ دریاکنار شد ۸
عرفی بسی ملاف که بر چرخ تاختم
مردی کنون بتاز که بختی سوار شد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۰ - یاران به روز حادثه برق جهان شوند
گوهر بعدی:غزل ۳۲۲ - کو عشق کاز شمایل عقلم جنون چکد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.