خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند عشق الهی، بخشش، عدالت، و رهایی از تعلقات دنیوی میپردازد. شاعر از قدرت عشق در دگرگونی ارزشهای دنیوی سخن میگوید و تأکید میکند که در راه عشق، گناهکاران بخشیده میشوند و بیگناهان گرفتار میآیند. همچنین، به مفاهیمی مانند نور و ظلمت، آسایش در شراب معنوی، و نومیدی اشاره میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۰۹ - به حکم عشق چو بر اهل صدق ره گیرند
به حکم عشق چو بر اهل صدق ره گیرند
گناهکار ببخشند و بی گنه گیرند ۱
مجو به محمل شاهی، که در ولایت عشق
گدا به تخت نشانند و پادشه گیرند ۲
چه ظلمت است که بینندگان نمی دانند
که شبچراغ ستانند یا شبه گیرند ۳
خمیر مایهٔ آسایش است لای شراب
بگو که صاف کشان جرعه ای ز ته گیرند ۴
کمند کوته و بازوی سست و بام بلند
به من حوالهٔ نومیدی ام گنه گیرند ۵
در معامله بگشا به کشور عرفی
که خرده بر گهر آفتاب و مه گیرند ۶
گناهکار ببخشند و بی گنه گیرند ۱
مجو به محمل شاهی، که در ولایت عشق
گدا به تخت نشانند و پادشه گیرند ۲
چه ظلمت است که بینندگان نمی دانند
که شبچراغ ستانند یا شبه گیرند ۳
خمیر مایهٔ آسایش است لای شراب
بگو که صاف کشان جرعه ای ز ته گیرند ۴
کمند کوته و بازوی سست و بام بلند
به من حوالهٔ نومیدی ام گنه گیرند ۵
در معامله بگشا به کشور عرفی
که خرده بر گهر آفتاب و مه گیرند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۸ - آواره دلی کو روش خیر نداند
گوهر بعدی:غزل ۳۱۰ - عیدی چنین، که زاهد، اندوه دین ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.