خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از مفاهیمی مانند عشق، رنج، جدایی، و وصال سخن میگوید. شاعر از درد فراق و ستمهای عشق مینالد، اما در عین حال به کیفیت و نشئهی عشق بلند اشاره میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند طاعت، اجل، و حیرت وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خون لبم میچکد' یا 'ستم میکند' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۲۹۴ - از پی صید دگر، تا بجهاندی سمند
از پی صید دگر، تا بجهاندی سمند
ذوق رهایی نیافت، آهوی سر درکمند ۱
در ره عشق ای بلا، مهلت گامی بس است
جان سلامت روی، باد فدای گزند ۲
رو که ستم می کند، بر من آرام دوست
دل که فراغش مباد، سینه که بر ما درند ۳
مانده طبیب اجل، عاجز و حیرت زده
همنفس ساده لوح، گو که بسوزد سپند ۴
دوش که طاعتکده، مجمع بیگانه بود
رخصت جامی نداد، محتسب بالوند ۵
تا دلم از جام قرب، یافته کیفیتی
ننگ خمار منست، نشأء عشق بلند ۶
تا به حریم وصال، هم نفس عرفی است
خون لبم می چکد، عاقبت از زهرخند ۷
ذوق رهایی نیافت، آهوی سر درکمند ۱
در ره عشق ای بلا، مهلت گامی بس است
جان سلامت روی، باد فدای گزند ۲
رو که ستم می کند، بر من آرام دوست
دل که فراغش مباد، سینه که بر ما درند ۳
مانده طبیب اجل، عاجز و حیرت زده
همنفس ساده لوح، گو که بسوزد سپند ۴
دوش که طاعتکده، مجمع بیگانه بود
رخصت جامی نداد، محتسب بالوند ۵
تا دلم از جام قرب، یافته کیفیتی
ننگ خمار منست، نشأء عشق بلند ۶
تا به حریم وصال، هم نفس عرفی است
خون لبم می چکد، عاقبت از زهرخند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۳ - برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۵ - دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.