خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان تأثیرات متفاوت گفتگو و سکوت میپردازد. از یک سو، گفتگو را مانند سردرد توصیف میکند و از سوی دیگر، سکوت را منبع آرامش میداند. همچنین به تأثیرات متضاد حکمت و غفلت اشاره میکند و بر اهمیت سکوت در پالایش ذهن تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۸۶ - گفتگو عین صداع است ، ار چه سر گوشی بود
گفتگو عین صداع است ، ار چه سر گوشی بود
بعد حیرت مایهٔ آرام خاموشی بود ۱
بادهٔ حکمت کشیدم، نشئهٔ غفلت فزود
در مزاج من خودی داروی بیهوشی بود ۲
ماند اندر چون مسیحا بوددر اعجاز دم
هر که او با آفتابش میل همدوشی بود ۳
گر غرورت می دهد ره، تقوی میخانه گیر
ای بسا تقوی که گردانی فراموشی بود ۴
تا نبندی لب، نگردد صاف، عرفی، ذائقه
باده پالایِ شرابِ راز، خاموشی بود ۵
بعد حیرت مایهٔ آرام خاموشی بود ۱
بادهٔ حکمت کشیدم، نشئهٔ غفلت فزود
در مزاج من خودی داروی بیهوشی بود ۲
ماند اندر چون مسیحا بوددر اعجاز دم
هر که او با آفتابش میل همدوشی بود ۳
گر غرورت می دهد ره، تقوی میخانه گیر
ای بسا تقوی که گردانی فراموشی بود ۴
تا نبندی لب، نگردد صاف، عرفی، ذائقه
باده پالایِ شرابِ راز، خاموشی بود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۵ - فلک سای و غم صهبا،کسی هشیار کی ماند
گوهر بعدی:غزل ۲۸۷ - بیار باده که جانم دمی ز ناله بر آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.