خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر به مضامینی مانند عشق، رنج، فنا، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از غم و اندوه سخن میگوید و بیان میکند که در برابر عشق و مصائب زندگی، هشیاری و آرامش از بین میرود. همچنین، اشارهای به نقش عشق در بهبودی و بیماری دارد و از ناپایداری زیباییهای دنیا مانند گل و باغ سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناپایداری دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۲۸۵ - فلک سای و غم صهبا،کسی هشیار کی ماند
فلک سای و غم صهبا،کسی هشیار کی ماند
فنا گلچین و ما گل، عنچیه هم پر بار کی ماند ۱
مگو صافی به از خلوت، نداند باغ و بستان را
درش گر باز باشد، روی تو، دیوار کی ماند ۲
منم دایم صلاح اندیش کارافتادگان، لیکن
چو غم رو آورد اندیشه را، رفتار کی ماند ۳
نپندارم که گر مشفق شوم، آسوده دل گردم
دلی کافتد به دست عشق، بی آزار کی ماند ۴
ز وصلت یافتم صحت، به همت بود بیماری
کسی کاید مسیحا بر سرش، بیمار کی ماند ۵
بهار وباغ ما دست خزان در آستین دارد
دراین گلشن گلی گر بشکفد، پر بار کی ماند ۶
به زنار مغان بستند عرفی را میان، آری
میانی این چنین شایسته، بی زنار کی ماند ۷
فنا گلچین و ما گل، عنچیه هم پر بار کی ماند ۱
مگو صافی به از خلوت، نداند باغ و بستان را
درش گر باز باشد، روی تو، دیوار کی ماند ۲
منم دایم صلاح اندیش کارافتادگان، لیکن
چو غم رو آورد اندیشه را، رفتار کی ماند ۳
نپندارم که گر مشفق شوم، آسوده دل گردم
دلی کافتد به دست عشق، بی آزار کی ماند ۴
ز وصلت یافتم صحت، به همت بود بیماری
کسی کاید مسیحا بر سرش، بیمار کی ماند ۵
بهار وباغ ما دست خزان در آستین دارد
دراین گلشن گلی گر بشکفد، پر بار کی ماند ۶
به زنار مغان بستند عرفی را میان، آری
میانی این چنین شایسته، بی زنار کی ماند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۴ - ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید
گوهر بعدی:غزل ۲۸۶ - گفتگو عین صداع است ، ار چه سر گوشی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.